X
تبلیغات
۞ رديف نوازي ۞

۞ رديف نوازي ۞

كانال تلگرام

براي ورود به كانال تلگرام روي لينك كليك نماييد:https://t.me/santoorh
+ نوشته شده در ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت ۱۰:۴۸ توسط حامد فندرسكي دسته : مقالات نوشتاري نظر(0)

پخش آنلاين موسيقي رديف

پخش آنلاين موسيقي رديف

  سنتورنعمت الله قنبري-قسمت شانزدهم santoor radifسنتورنعمت الله قنبري-قسمت هفدهم santoor radifسلمان سالك قسمت اوّلsantoor ostad:majid kiani سنتوراستاد مجيد كياني -قسمت اولsantoor ostad:majid kiani سنتوراستاد مجيد كياني -قسمت دوّمsantoor radif سنتورنعمت الله قنبري-قسمت سيزدهمسنتورنعمت الله قنبري-قسمت پانزدهم santoor radifvideovideoa new performance of a rare tasnif : Iran hengam e kar ast

جهت مشاهده به طوركامل كليك كنيد 

جستجو     ارسال نظر خصوصي۱      ارسال نظرخصوصی2    گفتگوي آنلاين

 پخش آنلاين-دانلود-ومقالات موسيقي رديف-صفحه اصلي همين وبلاگ

fvbhjkla

 تولباررديف نوازي باقابليت چك كردن ايميل بطورخودكارواطّلاع به شما به صورت فوري بوسيله صداوتعدادايميل هاي رسيده به هراشتراك وورودبه آن بايك كليك ،اطلاع ازبروزشدن وبلاگ ،دسترسي به همه سايتهاولينكها،حذف ودوباره اضافه كردن اجزاءتولباروحذف (آنيستال)كردن تولبار،مخفي كردن تولبارازنوارتب(پيشاني مرورگراينترنت)باراست كليك وبرداشتن تيك آن، چت ،داشتن اكثرسايتهاولينكهاي موجودكاربردي دراينترنت وارسال وپيشنهادلينك ازسوي شماوبسيارامكانات مفيدديگر.باحجم كم:۱مگابايت براي مشاهده يادانلود كليك نمائيد  a  ديدن قسمت هاي مختلف وشرح تولبارموسيقي رديف 

 

آموزش ودانلودتولبار 

مشاهده ودانلودتولبار

درزمان نصب تولباربايدبه اينترنت متصل باشيد

+ نوشته شده در ۸ اسفند ۱۳۸۶ساعت ۱۰:۳۷ توسط حامد فندرسكي دسته : پخش آنلاين ويدئويي نظر(0)

سنتورنعمت الله قنبري -پخش آنلاين

پخش آنلاين

سنتورنعمت الله قنبري

قسمت اوّل    قسمت دوّم     قسمت سوّم      قسمت چهارم      قسمت پنجم   

قسمت ششم      قسمت هفتم      قسمت هشتم   

santoor radif سنتورنعمت الله قنبري قسمت اوّلsantoor radif  سنتورنعمت الله قنبري -قسمت دوّمsantoor radif سنتورنعمت الله قنبري قسمت سوّمvideoسنتورنعمت الله قنبري-قسمت پنجم santoor radifvideovideovideoسنتورنعمت الله قنبري-قسمت نهم santoor radifvideovideovideovideosantoor radif سنتورنعمت الله قنبري-قسمت سيزدهمسنتورنعمت الله قنبري-قسمت چهاردهم santoor radifسنتورنعمت الله قنبري-قسمت پانزدهم santoor radifسنتورنعمت الله قنبري-قسمت شانزدهم santoor radifسنتورنعمت الله قنبري-قسمت هفدهم santoor radif

 

 

جستجو     ارسال نظر خصوصي۱      ارسال نظرخصوصی2    گفتگوي آنلاين

 پخش آنلاين-دانلود-ومقالات موسيقي رديف-صفحه اصلي همين وبلاگ

fvbhjkla

 تولباررديف نوازي باقابليت چك كردن ايميل بطورخودكارواطّلاع به شما به صورت فوري بوسيله صداوتعدادايميل هاي رسيده به هراشتراك وورودبه آن بايك كليك ،اطلاع ازبروزشدن وبلاگ ،دسترسي به همه سايتهاولينكها،حذف ودوباره اضافه كردن اجزاءتولباروحذف (آنيستال)كردن تولبار،مخفي كردن تولبارازنوارتب(پيشاني مرورگراينترنت)باراست كليك وبرداشتن تيك آن، چت ،داشتن اكثرسايتهاولينكهاي موجودكاربردي دراينترنت وارسال وپيشنهادلينك ازسوي شماوبسيارامكانات مفيدديگر.باحجم كم:۱مگابايت براي مشاهده يادانلود كليك نمائيد  a  ديدن قسمت هاي مختلف وشرح تولبارموسيقي رديف 

 

آموزش ودانلودتولبار 

مشاهده ودانلودتولبار

درزمان نصب تولباربايدبه اينترنت متصل باشيد

+ نوشته شده در ۸ اسفند ۱۳۸۶ساعت ۱۰:۳۴ توسط حامد فندرسكي دسته : پخش آنلاين ويدئويي نظر(0)

مجيد كياني (استاد)مقاله:رديف و رديف نوازي

                                 مجيد كياني (استاد)مقاله:رديف ورديف نوازي

چکیده :

ابتدا مقدمه ای درباره ی ردیف و ردیف نوازی است و سپس تعریفی از مفهوم ردیف در گذشته ی دور و نزدیک و همچنین درباره ی نوازنده ی ردیف کیست شرح مختصری داده می شود . و از جهتی نقدی بر نقادی موسیقی عامه پسند و موسیقی جدی اضافه می گردد و زیبایی های آن را بررسی می نماید در انتها تعریف ردیف در آینده گفته خواهد شد و سپس نتیجه گیری از آنچه گذشت ، از جهت چگونه اصالت های فرهنگی و هنری خود را حفط  آموزش و یا اجرا کند، گزارش نماید.

واژه کلیدی :

ردیف، اصیل، اندیشمندانه، ساختار، جمله بندی گوشه، انگاره، حصولی، حضوری، واپسگرا،شیرین نوازی ، عامه پسند .

مقدمه :

هر فرهنگی هنرهایی در انواع مختلف اندیشمندانه ، عامیانه و مردم پسند دارد. و موضوع تفکیک آن هم ، هم از لحاظ تاریخی و هم از لحاظ هنری واجرا بر عالمان وحتي مردم ساده اندیش معمولی ، واضح و روشن می باشد .همه  مردم از باسواد و بی سواد می دانند که شاهنامه ی فردوسی شاهکار هنری است که جنبه ی کاملاً ملی و اصیل دارد، گلستان و بوستان سعدی یک شاهکار حکیمانه است که با عشق وسرمستی توأم می باشد ومثنوی مولانا دریایی از معرفت و عرفان و دیوان غزل های حافظ که اگر فانی زنند هنچون لسان غیب خواهد گفت :

معشوق چون نقاب و زخ بر نمی کشد            هرکس حکایتی به تصور چرا کنند 

از این جهت تمام هنرهای ایرانی از جمله موسیقی ایرانی که گوهر اصلی آن در گنجینه ای که « ردیف» نام دارد نهفته است ،همه  مردم ایران از کوچک وبزرگ به خوبی می دانند که همچون واژگان و دستور زبان فارسی است که شخصی چون فردوسی را می خواهد که حماسه ی عشق آن را به وسیله ی نغمات آسمانی جاودان سازد . همچون مولانا شرح حکایت نی کند و همچون سعدی زخمه ای از عشق بر تارهای دل صاحبدلان زند و یا شاعری چون حافظ پیام سروش را از آسمان بر زمین آورد.

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

قضای آسمانست این و دگرگون نخواهد شد

ولی متاسفانه رقیب آزارها فرمود وجای آشتی نگذاشت و تا توانست منکر زیبایی و ساختاری الهی همچون موسیقی «دستگاهی ردیف» شد و نخواست کمی بیاندیشد که موسیقی ردیف کلیشه و ساخته وپرداخته زمان تاریخی نیست همچون زبان پاک پارسی است که سال ها و قرن ها است که تدوام می یابد و نوازنده آن چون سنگ ریزه های کف رودخانه ای در بلندای کوهستان البرز است که به عشق قله بلند آن نوازش قطرات آب را بر جسم خود می پذیرد وجان خود را پالایشی همچون تزکیه ی نفس می داند تا اکسیری از کیمیا گردد. و یا همچون آفتابی است که باید سال ها بر جان نوازنده ی آن بتابد که شاید روزگاری وجود او را ساختاری دلنشین سازد که از هر جزء اونغمه ای دوباره مانند آواز رود به گوش آید .

       سال ها باید که تا یک سنگ اصلی زآفتاب

لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن

1- تعریف و مفهوم ردیف در گذشته:

اگر از معنای لغوی آن بگذاریم، تعریف در حد تعریف یک تاریخ و فرهنگ یک ملت کهن همچون ایران است. و از طرفی دیگر شرح و توصیف تمام زیبایی های سرزمینی متنوع و دلپذیر چون ایران است. و در نهایت موسیقی ردیف زبان ادبی موسیقی ایرانی است که بدون فراگیری انگاره های ساختارآن شیوه درست خواندن و یا درست نواختن میسر نمی شود . تنها حفظ واژه های موسیقایی و انگاره های موسیقی و طرز جمله بندی آنها در خاطره و تکرار حضوری آن ها است که طی سالیان متمادی اندیشه را القاء می نماید و نوازنده را برای اجرایی زنده و دلنشین آماده می سازد از جهت آموزشی موسیقی ردیف شامل سرمشق های بسیار متنوع وجامع برای یادگیری زبان ادبی موسیقی ایرانی است. کتاب آسمانی است که خوش نویسان ماهری آن را نوشته اند ، تصاویر عالم سروری است که نقاشان ایرانی آن را کشیده اند، قصه های حماسه  سرزمین بزرگ است که نقالان بزرگ آن را گفته اند و شعریست بدون کلام که گاهی به همراه کلام خوانده می شود توسط شاعران بی همتا سروده شده است .

هنرجوی جوان و مستعد علاقمند فراگیری ردیف با داشتن چنين کتابی که در فرهنگ شفاهی حضوری در سینه ی استاد خود می خواند می کوشد که آرام بر لوح سینه خود منعکس نماید .بخشی از آن را که اکتسابی است توسط گفتار وعمل استاد می آموزد وبخشی دیگر که حضوری است توسط عشق و تجربه وعمل خود با راهنمای استاد می جوید. بخش آموزش اول همچون شریعت است که شامل فراگیری علم ظاهر است و بخش آموزش دوم همچون طریقت است که شامل دریافت علم باطن موسیقی است .بخش اول شاید پانزده سال به طول انجامد وبخش دوم زمان آن را کسی نمی داند زیرا بخش آموزش اول در حد کمیت است و بخش دوم در بحر کیفیت است پس بخش اول علم است و بخش دوم هنر، اولی آموختنی است و دومی آمدنی .

طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر      کاین طفل یک شبه ره یک ساله می رود

اما از جهت اجرا ونوازندگی، گوهری گرانبها همچون کیمیا در اختیار نوازنده ی توانمند است. تا در شرایط زمان و مکان همچنان انگاره های ازپیش فراگرفته را بیان  می کند و یا براساس آن نقش کار آفرینی دیگری را گزارش می نماید.در اصل تفاوتی در کار نیست، هرچه هست تازگي و طراوت است چون هنری که منشا الهی دارد و هرگز کهنه شدنی نیست بلکه بر اساس تکرار ، تازه تر و با طراوت می شود.تکرار موسیقی ردیف همان تاویل است که به اصل ومبداء پیدایش خویش باز می گردد.

ماهمه اجزاءآدم بوده ایم                     در بهشت این لحن ها بشنوده ایم

و اما از لحاظ حفظ ونگاهداری این گوهر گرانبها ، شیوه  شفاهی آن شاید از موثرترین روشی بوده است که آن را از هر گونه گزندی حفظ و پاسداری کرده است و ازآن جا که موسیقی در هیچ فرهنگ نوشتنی نیست بلکه تمام آوانگاری ها حتا اروپا برای یادآوری وکمک آموزشی وکمک حافظ برای اجرا است .بنابراین حفظ آن ها به خصوص در فرهنگ هایی که موسیقی آن ها براساس تکنوازی وبافت ملودیک می باشد از ضروریات مهم آن موسیقی تلقی می شود زیرا علاوه بر تکنولوژی و بافت ملودیک بودن موسیقی ویژگی مهم دیگر آن موسیقی تلقی  می شود. زیرا علاوه بر تکنولوژی وملودیک بودن موسقی ویژگی های مهم دیگر آن بداهه نوازی و بدیهه سرایی در شرایط زمان است که در این صورت نوازنده یا خواننده حتما باید تمام انگاره ها و طرز جمله بندی انها را در خاطره ی خود و یا به عبارتی در سینه  خود محفوظ داشته باشد تا بتواند همچون زنبور عسل از واژگان زبان موسیقی حداکثر بهره را برای سرودن نغمات زیبا به کار برد بنابراین روش شفاهی وحفظ تمامی انگاره ها کمک مؤثری برای حفظ وتداوم و زنده بودن آن بوده است و از طرفی حفظ کردن تکرار آن چندین حسن دیگر را نیز در بر دارد از جمله : ساختار موسیقی به تدریج روان وجذاب می شوند .به تدریج به جای آن که توسعه بی رویه وگسترش نامعقول یابند. بلکه به تدریج خلاصه و به صورت اعجاز در می آید که موضوع فوق خود یکی از زیبایی های سنت و ادب ما ایرانیان است . به همین جهت اکثر ردیف های معتبر روایات استادان گذشته بسیار جامع ومختصر به نظر می رسد در حالی که هر انگاره و یا گوشه ی موسیقی می تواند مدت زمان بیشتری ادامه یابد . که البته این موضوع هنگام اجرا در شرایط زمان ومکان در صورت نیاز به وجود خواهد آمد. همچنین حفظ و تکرار ردیف در حافظه به تدریج باعث شناخت درک عمیق موسیقی وچگونگی ساختار آن در خاطره ی نوازدنده یا موسیقیدان می شود که با مرور زمان به تدریج موسیقیدان تمامی آنچه را که روزی آموخته است فراموش می کند و این زمانی است که شخص مورد نظر ،تمام دانش موسیقایی خود را در خاطره ی ناخود آگاه و یا به عبارتی بهتر سینه ی پاک خود جای داده است .

درسی نبود جز آنچه در سینه بود                  در سینه هر آنچه هست درسی نبود

صد خانه کتابخانه سودی ندهد                      باید که کتابخانه در سینه بود

2- تعریف مفهوم ردیف در بیان امروز:

الف: ازجهت موسیقی شناسی جدید در باب خصوصیات ردیف موسیقی سنتی ایران

دکترمحمد تقی مسعودیه (1365:70) .موسیقی شناس برجسته ی ایرانی در کتاب مبان اتنوموزیکولوژی می نویسد: « قسمت آواز در دستگاه که معمولاً به آن ردیف می گویند ، شامل توالی تثبیت شده و مدونی از گوشه هاست که در مجموع متر آزاد دارند تعداد گوشه ها ، عناوین وچگونگی توالی آن ها در ردیف به مکاتب مختلف بستگی داد » و همچنین : « مقایسه ی ملودی های ردیف موسیقی سنتی ایران با یکدیگر نشان می دهد که نه فقط گوشه های هر یک از دستگاه ها بلکه کلیه ی ملود های ردیف موسیقی سنتی ایران از تغییر وتحول تعداد محدودی نمونه های مبنایی شکل گرفته و تکامل یافته اند .خویشاوندی گوشه ها خصوصا در شروع وخاتمه ی پریودها ،جملات و قسمت های هلودی به چشم می خورد شروع و خاتمه یکی پریودها، جملات و قسمت های ملودی اغلب مشابهند» (همان: 182)

ب- از جهت نگرش جدید :

موسیقی دستگاهی ردیف جایگاه والا ومعنویت علمی خود را در این نحوه ی تفکر به کلی از دست می دهد و یک موسیقی عقب مانده ، غیر علمی،یکنواخت با فواصل غیر مساوی ، تکراری و خسته کننده تا خد ملال آور ، خلاقیت در آن محدود و نا ممکن و به علت وابستگی به سنت و انگاره های ردیف به تدریج متحجر شده و از ذوق و سلیقه ی مردم زمان امروز دور شده وآموزش شفاهی و سینه به سینه ی آن متروکه اعلام می شود ( خالقی 1364:90) و از طرفی ملودی های این موسیقی از اواسط قرن سیزدهم شمسی تحت عنوان ردیف نظم و ترتیب یافته اند که نظر زمانی و پدیده هنری زمان مناسبی نمی دانند البته باید اضافه نمود که واژه ردیف در متون موسیقی قدیم ایران مشاهده نمی شود بلکه چنان که گفته شد در دوره ی قاجار عنوان موسیقی دستگاهی  ردیف به کار برده می شود به همین علت بسیاری از موسیقیدانان این موسیقی را مربوط به این دوره می شناسند . در حالی که بررسی موسیقی دستگاهی ردیف نشان می دهد که محورهای اساسی این موسیقی مربوط به علم نظری وعملی موسیقی قرن های خیلی پیش از دوره ی قاجار می باشد  و تغییر نام جدیدی چون ردیف « ردیف» نمی تواند هویت و یا اصلی آن را زیر سؤال ببرد وموسیقی آن را غیر عملی و یا سطحی بنگارد.

روح الله خالقی که کتاب موسیقی ایران را تالیف کرده است ، در آخرین اثر خود که کتاب موسیقی ایران است : کشور ایران را دارای تاریخ قدیم وپر ارزشی می داند که 25 قرن آثار کتبی یا سنگ نیشه های تاریخی دارد. وموسیقی را در دوره ی ساسانی مخصوصا در زمان خسروپرویز موسیقی ترقی بسیار میکند (خالقی 1364:9 10 ) و در دوره ی اسلامی از نهضت علمی موسیقی گفت وگو می کند و موسیقیدانان بزرگی چون ابونصرفارابی ، ابن سینا ، صفی الدین ارموی ، قطب الدین شیرازی و عبدالقادر مراغی را نام می برند ولی بعد از آنتکه گویی موسیقی ایران با آن همه سابقهی تاریخی اش به کلی از بین می رود و دیگر هیچ نشانی و اثری از آن باقی نمی ماند تا این که در دوره ی قاجار چند موسیقیدان از شهرهای مختلف به تهران مهاجرت میکند ( طلایی 1372:12 ) و موسیقی دستگاهی  ردیف را پایه گذاری می نماید .

به هر جهت استاد خالقی موسیقی ملی دوره ی قاجار را چنان که باید کامل نمی داند و هنوز راه کمال را نپیموده و همان طور جنبه ی انفرادی خود را ادامه می دهد وچون آهنگی ها (هارمونی) هم در کار نیست به تنهایی موسیقی سازی مورد توجه قرار نمی گیرد (خالقی 1364: 37).

استاد علینقی وزیری در کتاب تئوری موسیقی در بخش دوم موسیقی ایرانی : نامی از موسیقی ردیف نمی برد تنها برای اشنایی با گام شناسی دستگاه ها ، اوازها و شناختن انگاره ی گوشه ها ، نمونه های کوچک ارائه می دهد تا بتواند برای هنر جویان و موسیقیدانان آینده و پایه اصل موسیقی کلاسیک ایران باشد (وزیری 1371:85،219).

ولی روح الله خالقی در کتاب نظری به موسیقی ، اشاره ای به ردیف های مختلف وموسیقیدانان آن دارد (خالقی 1362:125) ولی ایشان نیز مانند علینقی وزیری ، دستگاه های موسیقی ایرانی را تنها برای مایه شناسی ان بیان می کند که پایه ای باشد برای آهنگسازان و نوازندگان که بر اساس گام های دستگاه ها وگوشه ها قطعات جدیدی بسازند و بالاخره از همین دیدگاه جدید حتا در تحقیق داریوش طلایی استاد و نوازنده ی توانای ردیف می خوانیم : « می دانیم که مشکل اساسی موسیقی ما محدود بودن دامنه خلاقیت ان است مهم ترین علت این محدویت بدون تردید فقدان یک تئوری مدون بر مبنای موسیقی سنتی ماست . روش سنتی آموزش موسیقی روشی است که در ان هدف اصلی حفظ کردن تعداد ملودی است، روشی که با ایجاد قالب های ذهنی در هنرجو- یعنی حفظ کردن گوشه ها و قطعات سنتی به عنوان ملودی های الگو و اتکای صرف به ان ها برای شناخت موسیقی  پویایی و قدرت تحلیل را در او بسیار محدود کرده و دامنه ی آفرینش او را منحصر به محدوده ای بسته می کند هر چند یادگیری ملودی ها در هر حال ضروری است ولی این یادگیری بدون در دست داشتن تئوری ساده و روشنگر تبدیل به محفوظاتی ایستا می شود (طلایی 8:1372).

چنان که گذشت در موسقیدانان برجسته ای همچون علینقی وزیری ف روح الله خالقی محمد تقی مسعود و داریوش طلایی ، اصل موسیقی دستگاهی ردیف پذیرفته شده است ، منتها همگی به اتفاق نظر موسیقی ردیف را محدود به تعدادی گشوه می دانند که برخی از انان تکراری می باسند که استاد وزیری و خالقی مقام یا گام های موسیقی دستگاهی را برای خلق آثار جدید مناسب می دانند و استاد طلایی علاوه بر آن ها حفظ کامل ردیف را نیز در امر اموزش ضروری می دانند ولی برای رهایی از دامنه ی محدود حفظ گوشه های ردیف در امر بدیهه نوازی و آفریتش های جدید پیشنهاد یک تئوری ساده و روشنگر را می نماید که بتواند در پناه تفکر تئوری جدید موسیقی ردیف را از فضای خلاقیت آن که تبدیل به محفوظاتی ایستا شده است نجات بخشد.

ج) از جهت مخالفین دستگاهی ردیف :

غیر از موسیقی شناسان وموسیقیدانانی که موسیقی دستگاهی و ردیف را اساس وپایه ی موسیقی ایرانی می شناسند، موسقیدانان وموسیقی شناسان دیگر ایرانی نیز وجود دارند که اصولا موسیقی دستگاهی ردیف را به رسمیت نمی شناساند و حتا حاضر به نام بردن آن و موسیقیدانان آن نیز نمی باشند . آقای سعیدی حسنی نویسنده ی کتاب تاریخ موسیقی در بخش نخستین ان موسیقی ایران را بعد از حمله مغول رو به انحطاط می دانند که سیر تکامل هنرها ایران متوقف می شود (حسنی 32،1336) و تنها راه پیشرفت و ترقی آن را پناه بردن تئوری واثار موسیقی کلاسیک بعد از رنسانس اروپا می دانند و امروز در جامعه ی موسیقی ایران متاسفانه نمونه ی تفکر فوق فراوان است ، که شامل طیف گسترده ای از روشنفکران و تحصیل کردگان موسیقی نمی باشد .

د: تغییر و تحریف موسيقي دستگاهی ردیف در جهت مردم پسندی :

بعد از نفوذ تفکر مدرن فرهنگ غرب در ایران تفکر سنتی هنرها که تنها فضیلت اخلاقی پایه و اساس آن را تشکیل می داد و هنرمند کسی بود که دارای فضیلت اختاقی باشد و به تدریج در اطلاق و رفتار بسیاری از هنرمندان موسیقی تاثیر گذشات و تعریف و مفهوم هنر به گونه ای دیگر جلوه گر شد اکنون هنرمند کسی است که باید خود خالق باشد و بندگی خداوند را در زیمنه ی خلق موسیقی رها کند و اصالت خود را باز یابد انسانی که اسیر سنت است و اسیر گوشه ها و انگاره های موسیقی دستگاهی  ردیف است و در این مدار بسته و سرگردان است تفکری مسخ شده دارد که قدرت تحلیل در او از بین رفته است زیرا تفکر او تالیفی است وهمه چیز را یکجا وکلی می بیند وهنوز از بندگی خداوند در مورد آفرینش هنری خلاص نیافته است در حالی که تفکر جدید که البته در شرق نیز ار قدیم وجود داشته است موسیقیدان ، نوازنده ، و یا خواننده، دارای تفکر تحلیلی و انتقادی گشته است .

که قبل از هر چیز فرهنگ سنتی خود را زیر سؤال می برد و ان را مزاحم آفرینش های هنری آینده خود می داند . ولی چگونه که هرچه می کوشد از این تارهای سنت بگریزد بیشتر همچون در تارهای عنکبوت گرفتار می گردد.زیرا هنوز سازش ایرانی است آنهم از نوع سازه های موسیقی ردیف ، هنوز فواصل دستان هایش سنتی است ملودی ها ، ضربی ها ،ریتم و حتا فرم های موسیقیایی ، همه سنتی اند با وجود همه ی این ها هنوز می خواهد سنت را رها سازد ولی به خوبی می داند که رهایی مسیر نمی شود پس اعلام می دارد  که برای تحول ونو آوری باید ریشه در فرهنگ و سنت داشت همان راهی که وزیری در آرزو داشت ولی چگونه از یک طرف سنتی در ارتباط با خداوند حاصل شده است باید به کار گیرد و از طرف دیگر تفکر مدرنی که بر اساس ترک خداوند شکل گرفته است باید به کار آید و این ترکیب چگونه ممکن گردد؟ پس این فلسفه ی جدید علم نظری موسیقی است که راه اصلی را تعیین و روشن می سازد و این تفکر جدید چیزی جز همان تفکر غالب مدرن غربی نیست که بالاخره سنت را قالب و ابراز می کند و دنیا زدگی و نفس پرستی را روح و جان هنر می سازد و این خاصیت هنر مدرن و هنر برای هنرامروز است که یا از لحاظ تکنیک وتکنولوژی بر روان انسان می تازد و یا از لحاظ کهنه پرستی و خرافات همچون تخدیر در موسیقی انسان را معتاد می سازد .

در حالی که موسیقی سنتی اصیل در گذشه سرشار از نشاط زندگی معنویت الهی بود. و امروز موسیقی سنتی اغییر یافته از لحاظ تغییر تحول فکری عاری از نشاط باطنی ومعنویت آسمانی شده است چرا که انسان امروزی خود خواسته است اصل وعمق و معرفت را رها کند و سطحی نگر باشد واگر موسیقی کلامی باشد از اشعار بزرگان حجکت و ادب و عرفان ایران به عنوان ابزار سنت استفاده نماید و با تفکر دنیا زده ی غربی در فضای احساساتی گری در آمیزد به خایل راهی ، اثری بدیع و هنری جدید می آفریند و مردم دل سوخته و ساده اندیش خوش باور رای می فریبد که اثری جانبخش و مفرخ برایش مهیا ساخته است در حالی که تاثیر عنری آنچنانی چیزی جز افسردگی و ناامیدی و بدبینی در پی نخواهد داشت . و این است جان کلام آتچه ما امروز از هنر موسیقی سنتی خود تحت عنوان های موسیقی اصیل ایرانی ، موسیقی عرفانی و جوانان نام می بریم و طرفداران این نوع موسیقی که در ظاهر طرفدار موسیقی اصیل و سنتی ایرانی هستند در اصل میانه ی چندان خوشی از موسیقی ملی و یا موسیقی سنتی اصیل و یا موسیقی جدی دیتگاهی ردیف ندارد بلکه طالب نوعی از تحریف شده ی آن هستند وچون نمی توانند ونمی خواهند که جایگاهی مردم پسند در علم و هنر موسیقی داشته باشد ان گاه برای فرار از مسئولیت هنری خود خوسیقی ردیف را که اگر اجرایی درست و فضای اندیشمندانه داشته باشد یک موسیقی خشک ، بی روح ، یکنواخت ، تکراری وملال آور می دانند که ان را  ردیف دانانی می نوازند که هیچ کس جزء خود قبول ندارند زیرا فکری مسخ شده و مرتجع دارند در حالی که اگر هنرمندان دارای تفکر سنتی به معنی واقعی باشد اولین حسن او باید این باشد که آزاد اندیش باشد زیرا که یکی از ویژگیهای مهم هنرمند موسیقی سنتی ، فضایل اخلاقی اوست پس اگر عاری از آن است نه او هنرمند است و نه موسیقیدان ردیف .

همچنین در تفکر موسیقیدان ردیف احساس ف حال و خلاقیت ونو اوری همچنان اساس اجرا هستند متاسفانه مفهوم ردیف در بین موسیقیدانان و طرفداران موسیقی عامه پسند به گونه ای علوام زرده و غیر علمی تعریف شده است ردیف و موسیقی ان را سطی ، بدون حال و بدون احساس جلوه دهند و چنین تصور می نماید که هر کس ردیف می نوازد و یا آن را تدریس می کند عقب مانده ی گذشته گرایی است که با هر نوع نوآوری و بیان جدید مخالف است و باید با آن مبارزه نمود و ان را نفی نمود . در حالی که تمام کسانی که در موسیقی سنتی می دانند و یا می نوازند و یا می خوانند اعم از شیرین نوازان مجلسی ویا استادان دانشکده ها و گروه های موسیقی اگر به جایی رسیده اند و شهرتی کسب کرده اند قبل از هر چیز یک دوره ردیف استادی را به خوبی فرا گرفته اند ف از استاد علینقی وزیری گرفته تا بسیاری از استادان برجسته امروز ، همه ردیف موسیقی ایران را به خوبی می دانند و می شناسند .حال چه اتفاقی افتاده است؟ که ردیف نوازی و یا تدریس ان جوانان را منحرف و مسخ شده می نمایاند ! آیا جار و جنجال کنونی بر سر ردیف و ردیف دانی و ردیف نوازی است یا بر اثر تقسیم بندی نوع فلسفی ان که موسیقی را در دو جایگاه موسیقی عامه پسند شیرین نوازی وموسیقی جدی اندیشمندانه طرح می ساد ؟آیا موضوع نفی ردیف برای رد گم کردن و نادیده گرفتن تقسیمی که کاملا علمی و در طیح جهان مطرح است می باشد و یا چیز دگری است ؟ در حالی که این موضوع آن قدر آشکار است که همه ی مردم عادی می دانند هنرمندانی که موسیقی اصیل وجدی می نوازند و یا می خوانند تفاوت بنیادی دارند با هنرمندانی که در سطح مردم پسند و یا حتا عامیانه هستند و شاید ترس از این که موسقیدانی است که جایگاه عامه پسند دارد تصور می نماید که اگر جایگاه آن برای مردم آشکار شود دیگر او محبوب نمی دانند وممکن است دیگر آثارش را نخرند دوست و خوش ندارد که چنین تقسیمی از لحاظ فلسفی و علمی انجام گیرد .

ولی به نظر نگارنده اشتباه است ، زیرا مردمی که موسیقی را برای تفریح و سرگرمی می خواهند هیچ کاری به چگونگی تولید و شخصیت هنرمند ان ندارند بلکه اغلب اوقات بر عکس هم می باشد پس در این صورت اگر خواسته باشیم در جایگاه هنرمند سنتی با فضایل اخلاقی باشیم ان وقت تمی توان از راه ریا و تظاهر به موسیقی عرفانی و یا عالمانه مردم را فریب داد بلکه باید هم علم موسیقی را داشت و هم عمل آن را و هم اخلاق آن را زیرا انسان بی علم جاهل است و علم بی عمل ضایع و عمل بی اخلاص باطل.

تا آنجا که نگارنده سعادت کسب فیض دو استاد بزرگ را در زمینه ی اموزش موسیقی و مصاحبت موسیقی ردیف داشتیم ، هیچ وقت ندیدم و نشنیدم که ایشان غیبت کسی را بکنند و یا شیوه ومکتب از موسیقی را نفی نمایند .حتا موسیق کلاسیک غرب را پذیرا بودند چه رسد به موسیقی ترکیبی و یا ملی ونو اوری مکتب وزیری ،ولی آنچه که برایشان اهمیت حیاتی داشت موسیقی دستگاهی ردیف بود که مصرانه و با عشق از آن حمایت و پاسداری می کردند در امانت داری و حفظ اصالت های آن سخت کوشا بودند و این امین بودن و باور داشتن وپاسداری کردن از هنری که طی سالیان سینه به سینه نقل شده و انتقال یافته است و خود فضیلتی بزرگ است و آنچه که نمی پسندیدند نه برای آنکه از نوعموسیقی مورد علاقه ی خود نبود بلکه از آنجهت که موسیقی علمی و یا موسیقی اندیشمندان نبودند طبیعی است که انسان عالم و هنرمند دلسوز و مردم دوست و خدمت گذار از اجرای آثار موسیقی سطحی وپیش پا افتاده لذت نمی برد و در سلیقه ی شخصی او نمی گنجد و این به منزله ی نفی و یا دشمنی با موسیقی دیگر نیست زیرا آن ها آثار بد و سطحی را نمی دیدند و نمی شنیدند که عیب جویند و یا بد گویند .

             منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن        که دیده نیالوده ام به بد دید

البته تفکر و روش انتقادی سوغات تفکر مدرن غربی است که به عنوان نو اوری و ترقی موسیقی ایرانی گریبانگیر اغلب موسیقیدانان ایرانی شده اس ورگنه فرهنگی با سابقه ی هنری چندین هزار سال که حداقل موسیقی آسمانی خود را با سروده های زرتشت آغاز می نماید و با نغمات دلپذیر مزامیر داود 0(ع) آن را سیراب می کند و سماع ان را جکیمان اخوان الصفا از فلاک می دانند چگونه ممکن است انهم در دست قومی که با ناعطاف پذیری و استقامت و راست گویی و شجاعت و شهادت آرزوی اوست در باره ی دموسیقی خود کوتاهی کند و آن را از حرکت باز دارد و آثار گذشتگان خود را پاسداری ننماید و ان را در شرایط زمان نواوری نکند . تفکر تالیفی و دمسازی و در پاره ای موارد تفکر تحلیلی ، موسیقیدانان گذشته ی ما به علت درک عوالم جسمانی و روحانی موسیقی پیوسته با گذشتگان خود دمساز بوده اند و طبیعی است که به آیندگان نیز پیوسته اند و اکنون آنچه را که ما باید برای حفظ و تداوم آن انجام دهیم ف همان رسالت اموزش حصولی همراه یاد آوری حضوری است که در اجر پاسداری ان موفق و فرهنگ باشیم.

درک عوالم روحانی و شهودی موسیقی ایران تحت عنوان موسیقی دستگاهی ردیف واپسگرایی وگذشته گرایی نیست بلکه راهی است مستقیم به سوی آینده ای روشن . راهی که آزادی انسان را رستگاری او تامین خواهد شد .

3- هنرمند و نوازنده ی موسیقی اصیل ایرانی کیست ؟

آنچه مسلم است گنجینه ی ردیف موسیقی ایران برای اجرای موسیقی در صفحه و یا ضبط در نوار و یا سی دی برای شنیدن مخاطب نیست بلکه در زمینه های آموزشی با پژوهشی است که به صورت نقل قول و روایت اجرا ارائه میگردد. ولی اگر نوازنده و یا خواننده ای با ممارست و داشتن استادی دلسوز توانسته باشد به ریزه کاری ها و فنون و راز و رمزهای ان آشنا شده باشد و بتواند به اجرایی دلپسند دست یابد . اجرای موسیقی ردیف عاری و خالی از زیبایی وحذابیت نخاوهد بود .منتها اجرای ردیف به مراتب از اجرای غیر ردیفی مشکل تر و غیر وصول تر می باشد ،چرا نوازنده باید آن قدر گوشه و دستگاه یا آواز مورد نظر را تمرین ، تکرار ومورد مطالعه قرار داده باشد تا به تدریج بتواند زیبایی های درونی آن را کشف نماید و درک نماید که بعد بتوان ان را برای شنیدن آماده واجرا کند . تقریبا مانند کسی است که می خواهد یک غزل از اشعار حافظ را قرائت نماید تا زمانی که گوینده به ظرلیف و عمق کافی از تفکر و نگرش معنوی شاعر دست نیافته باشد ان را طوطی وار و غیر مفهوم و نازیبا بیان خواهد کرد و باید متوجه بود که اجرای ردیف باز هم به مراتب از خواندن شعر از آن جا که مفهوم کلام وجود ندارد مشکل تر است در حالی که کسانی که شعری و یا مطلبی را سروده و یا گفته اند وقتی اثر خود را می خوانند بسیار زیبا وجذاب جلوه می کند حتا اگر محتوای چندان خوبی هم نداشته باشد و این درست همانند نوازنده و یا خواننده ای است که در شرایط زمان اثر خود را می نوازد و یا می خواند طبیعی است که از شور و حال تازه ای برخوردار است ولی اگر چنین اجرایی پرطراوطی را بخواهد یک نوازنده ی ردیفی حاصل نماید . واقعا زحمت و مطالعه بسیار زیادی را باید آنهم طی سال ها بگذارند تا بتواند موفق شود . وقتی که با آثا ضبط شده استادان گذشته مانند : میرزا عبدالله ، آقا حسینعلی ، درویش خان ف علی اکبر شهنازی ،حبیب یماعی ، مرتضی نی داود ، و سید احمد خان ، نکیسا ، طاهر زاده ، پروانه ، قمر ، اقبال آذر گوش می دهیم ، متوجه می شویم که غیر از موسیقی دستگاهی ردیف چیز دیگری نمی نوازند. و نمی خوانند منتها آن قدر تسلط و ذوق و هنری دارند که نمی توانستند ردیف رادر سطح شنیداری مطلوب ارائه دهند معمولاً نوازندگی و یا خوانندگانی برای مردم و یا ضبط آثار خود نمی کردند بلکه به صورت استاد معلم در بخش معلمی ردیفی فعالیت  می کردند تا حداقل شاگردانی مسلط، با فضیلت وموفق تربیت کنند .

ولی از این که امروز خوشبختانه اکثر هنرجویان موسیقی قبل از نوازندگی و یا خوانندگی مایل به فراگیری یک دوره ردیف کامل از استادان گذشته هستند بدون توجه به ظرایف و درک ممارست ان ، ردیف را به صورت طوطی وار بدون درک صحیح از مفاهیم معنوی آن را به صورت مصنوعی و اغلب بدون رعایت شدت نواخت ها و زمان بندی بین نغمات و رعایت سکوت های پر رمز و راز پنهان و آشکار شروع به نوازندگی حتا اجرای کنسرت در سالن های شهر می نماید البته چنان که به آن جنبه ی آموزشی یا پژوهشی بدهند ایرادی نمی توان گرفت و گرنه به هیچ وجه قابل قبول و شایسته نیست ومتأسفانه برخی از این هنرجویان وهمچنین استادان ان ها شیوه های دیگر ردیفی را نفی می نمایند وحتا گاهی اوقان نسبت به پیشکسوتان غیر ردیفی بی احترامی روا می دارد . در حالی که یک موسیقی خود و در حد اجرای هنری به هیچ وجه ربطی به ردیف نوازی و یا غیر آن ندارد . در واقع موسیقی خوب و زیبای اصیل ایرانی از لحاظ ارزشی ، موسیقی ای است که بتواند ، دل های مردم را شاد و پر از امید کند و نشاط زندگی ومهر را به آن هاارمغان دارد بنابراین هر نغمه ، آهنگ وموسیقی ای بتواند چنین بکند که آن بهترین است حال می خواهد این غیر ردیف باشد و یا عیناً ردیف استادی از گذشتته باشد ولی تجربه ی تاریخی، آموزشی و شفاهی نشان می دهد تنها این هنر و این امر مهم توسط موسیقیدانان میسر است که حداقل سال ها نزدیک استاد معتبری مانند: درویش خان،عبدالله دوامی ، ابوالحسن صبا و یا نور علی برومند .... برای فراگیری ردیف در مکتب آنان به صورت شاگردی کسب فیض نموده باشد وگرنه امکان دستیابی به یک اجرای خوب دلپذیر که هم مردم عادی بپذیرند وهم استادان موسیقی دستگاهی ردیف آن را تاکید نماید.غیر ممکن است .

               نه هر کس بدوید گور گرفت             اما گور آن کس گرفت که بدوید

ادامه مقاله بزودي 

+ نوشته شده در ۸ اسفند ۱۳۸۶ساعت ۱۰:۳۳ توسط حامد فندرسكي دسته : مقالات نوشتاري نظر(0)

جايگاه معنوي درفرهنگ موسيقي ايران

درفرهنگ معنوي ايران هيچگاه هنرهابويژه موسيقي هدف نهايي نوازنده ياموسيقي دان نبوده است كه تنها رضايتش اين باشد كه آنرا نزدچنداستادفراگرفته وبامهارت مي تواند بنوازديااجرانمايدوياتدريس كندبلكه همانندساير هنرهاي سنّتي همچون:خوش نويسي،نقاشي،كاشي كاري ومعماري وسيله اي است براي تزكيه نفس وتصفيه دل،وسيله اي است براي دريافت پيامهاي عالم راز وموسيقي وسيله اي است براي درك جلوه هاي حقيقت.

بنابراين موسيقي درنفْس خوداصواتي مقدّس اندكه درواقع جلوه اي ازحقيقت است،وقتي كه صوت دركاسه سازانعكاس مي يابدوبه صورت صداي زيبا درمي آيد،زيبايي آن همان موسيقي است وصداي زيباي آن مانند نوراست كه ازظاهربه باطن نفوذ مي كند و روح رابه طلب ارتقاء متحرك مي سازد ودروجود،حرارت حاصل مي شود وغم هاوپليدي ها وتنگدلي وبدبيني دروجودانسان زايل مي گردد ودر دل او روشنايي ومهر ايجاد مي شود.

 (منبع :استاد مجيد كياني)

تصاويري ازاستاد مجيد كياني مجيدكياني

استادمجيدكياني-تصويري ازDVDهفت دستگاه

استاد مجيد كيانيتصويري ازاستادمجيدكياني درباغ ازدوران نوجواني

      

 

 

 

 

 

 

 

 

جستجو     ارسال نظر خصوصي۱      ارسال نظرخصوصی2    گفتگوي آنلاين

 پخش آنلاين-دانلود-ومقالات موسيقي رديف-صفحه اصلي همين وبلاگ

fvbhjkla

 تولباررديف نوازي باقابليت چك كردن ايميل بطورخودكارواطّلاع به شما به صورت فوري بوسيله صداوتعدادايميل هاي رسيده به هراشتراك وورودبه آن بايك كليك ،اطلاع ازبروزشدن وبلاگ ،دسترسي به همه سايتهاولينكها،حذف ودوباره اضافه كردن اجزاءتولباروحذف (آنيستال)كردن تولبار،مخفي كردن تولبارازنوارتب(پيشاني مرورگراينترنت)باراست كليك وبرداشتن تيك آن، چت ،داشتن اكثرسايتهاولينكهاي موجودكاربردي دراينترنت وارسال وپيشنهادلينك ازسوي شماوبسيارامكانات مفيدديگر.باحجم كم:۱مگابايت براي مشاهده يادانلود كليك نمائيد  a  ديدن قسمت هاي مختلف وشرح تولبارموسيقي رديف 

 

آموزش ودانلودتولبار 

مشاهده ودانلودتولبار

درزمان نصب تولباربايدبه اينترنت متصل باشيد

+ نوشته شده در ۸ اسفند ۱۳۸۶ساعت ۱۰:۳۳ توسط حامد فندرسكي دسته : مقالات نوشتاري نظر(0)