X
تبلیغات
۞ رديف نوازي ۞

۞ رديف نوازي ۞

مصاحبه با استاد دكترعلي بياني

مصاحبه با استاد علی بیا نی

استاد دكترعلي اصغربياني

 

 استاد علی بیانی تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته هنرهای تجسمی به پایان رساند و همزمان به فراگیری موسیقی مشغول شد و از محضر استادان موسیقی بهره جست و ردیف میرزا عبد الاه را نزد استاد محمد رضا لطفی مشق کرد.وی چندین سال به تحقیق در موسیقی مقامی ایران پرداخت و مسولیت گروه تحقیق موسیقی خراسان را در مرکز پژوهشهای فرهنگی بعهده داشت.از فعالیتهای هنری دیگر او به اختصار می توان به عضویت در شورای عالی موسیقی وزارت ارشاد اسلامی عضویت در هییت موسیقی مقامی در ان مرکز نام برد و هم اکنون در دانشگاه تهران و برخی دیگر درگر از دانشگاههای کشور به تدریس اشتغال دارد.

 

استاد دكترعلي اصغربياني

س:استاد لطفآ درباره چگونگی پیدایش موسیقی ایران و ردیفهای موجود در موسیقی ایرانی توضیحی ارایه فرمایید؟

ج:موسیقی ایران طی صدها سال از طریق اتباط دانشمندان و بزرگان اقوام حداقل چند هزار سابقه فرهنگی و هنری داشتند ایجاد شد.بهتر است از اینجا شروع کنیم که پس از اینکه مردم ایران دین اسلام را پذیرفتند .این تفکر واحد بین اقوام مختلفی که هر کدام چند هزار سال سابقه تمدن داشتند یک وحدت ایجاد کرد و باعث شد تجربه چندین هزار ساله هنرها و افکار و تمدنهای این اقوام در یک جا جمع بشود وتحت یک عنوان و یک شکل مستقل از ان نوعد خاص مورد توجه قرار بگیرد.برای اینکه موضوع روشنتر بشود مثالی می زنیم.در زمینه موسیقی اقولمی بودند که در مناطق مختلف زندگی می کردند با سابقه موسیقی چندین هزار ساله اثار به دست امده در شوش که سابقه موسیقی اش برای ما محرز شده چیزی در حدود هفت هزار سال قدمت موسیقی را در ان منطقه نشان میدهد.اما منطقه ماوراالنهر و خراسان بزرگ و بقیه مناطق ایران تمام اینها که ظاهرآافکار متعدد داشتند و فرهنگهای متعدد در زیر نظر افکار اسلامی با همدیگر متحد شدند و ارتباط فرهنگی و اندیشه ای بین همه این اوام ایجاد شد.وطی چند صد سال پس از ظهور اسلام این اندیشه ها ثبات یافت و به مرور هنری را بوجود اورد که این هنر بسیار متعالی است.چرا؟زیرا ان وجه از هنرهای ما قبل اسلام که در این فرهنگها موجود بود و جنبه توحیدی نداشت حذف شد و به مرور به سمت صحیح و متعالی هدایت شد و هنرهای اصیل لیرانی را بوجود اورد.از جمله اگر به موسیقیمان و گوشه های مختلفش و اسامی مقامها توجه کنیم این حقیقت را در می یابیم.که بخشی از اسامی گوشه های موسیقی ما هنوز هم اسامی اقوام مختلف را در خود دارد .ما ما گوشه هایی به اسامی کرد.ترک.بختیاری حتی مناطقی مثل هند .کشمیر ماوراالنهر .عراق .حجاز .نیریز.اذربایجان .گیلان.....وطوایف و اقوامی همچون قاجار (قجر)داریم.که این قوم اخیر خیلی وقت پیش از یانکه حکومت را در دست بگیرد وجود داشتند .همچنین افشار که ایلی بوده وفیلی هم نام ایلی است واین مطلب نشانگر ان است که این قوم از قدیم دور هم گرد امدند تا اینکه دانشمندان انها به عنوان نماینده هر قوم یکدیگر را شناختند.در یک چنین شرایطی از تجربه چند هزار ساله چندین قوم بهره گرفته تا اینها در یک جا جمع شده اند.به خاطر همین است که در بین فرهنگهای مختلف جهان یکی از غنی ترین و متعالی ترین نوع فرهنگها و هنرها فرهنگ و هنر اسلامی است ارتباط اقوام مختلف با یکدیگر تفکر اسلامی ایجاد شده و ادامه پیدا کرد و در طول تاریخ قطعاتی ساخته شد که به صورت عملی وشفاهی خوشبختانه اثاری از این نوع نمونه ها برای ما بدست امده.از جمله همین ردیف موسیقی است که در دوره های متاخر در اختیار ما قرار گرفته و توانسته از حوادث بسیار متعدد تاریخی عبور مند.گرچه مقدار زیادی از گوشه ها و مقامهای ما بواسطه  نا بسامانی های اجتماعی  و مشکلاتی که مردم متحمل شدند از دست رفته و فراموش شده ولی در اوایل دوره قاجار این موسیقی توسط استادان بزرگ نحو دستگاهی تدوین شد و میدانیم که قبل از این موسیقی ما به صورت مقامی بود.و دوازده مقام ما تبدیل شدند به هفت دستگاه البته در ابتدتی امر به صورت دوازده دستگاه بود که توسط بابا مخمور انجام شد در کتاب خطی که چاپ نشده تحت عنوان کلیات یوسفی که اوایل دوره قاجار نوشته شده پس از ان یک دوره مبهمی تا اینکه علی اکبر فراهانی انها را جمع اوری می کند و به اقا غلامحسین انتقال می دهد و اقا غلامحسین نیز به میرزا عبد الله و اقا حسینقلی منتقل می کند. و اینها به این نحو از طریق شاگردان انها از جمله مرحوم اسماعیل قهرمانی و بقیه اساتید مثل علی اکبر شهنازی .فخام الدوله .درئیشخان و دیگران که شاگردی ان استاذان را داشتند به نسل بعد منتقل شد .وبهخصوص مرحوم برومند که در ردیف میرزا عبدالله نیز تسلط داشت.استادان این ردیفها را بنا به نوع و ماهیتی که دارند و متناسب با استنباط خود از موسیقی نقل می ردند. جای تعجب است که نمونه ردیفهای جمع اوری شده از ان همه حوادث تاریخی مصون مانده و از بن نرفتند و مقداری از ان به دست ما رسیده است هرچند که در این حوادث چندین مقام را از دست داده ایم مثل مقام زنگوله .بزرگ. کوچک و.....ولی خوشبختانه تعدادی از این مقامها تحت عنوان دستگاه به دست ما رسیده که خود یک غنیمت تاریخی است و هر کدام از این دستگاهها قطعاتی دارند که تحت عنوان گوشه به صورت خاصی در کنار هم قرار گرفته اند.به قول حافظ:

 

از این سموم که در طرف بوستان بگذ شت       عجب که بوی گلی است و رنگ نسترنی

 

امروز خوشبختانه توجه زیادی از طرف نسل امروز به خصوص جوانان به این نوع از موسیقی می شود.ردیف ها از دوره قاجا به بعد به چند روایت به دست ما رسیده و بنده خودم شاید قریب به ده روایت از این روایتها را شنیده ام.یکی روایتی است که اقا حسینقلی دارد و ان ان هم به شاخه هایی تقسیم می شود.دیگر روایت مرحوم علی اکبر شهنازی است پسر اقا حسینقلی .همچنین روایت فخام الدوله است.شاگرد بسیار خوب و معروف اقا حسینقلی وروایت دیگر روایت درویشخان است کا البته درویشخان انطور که مرحوم هرمزی نقل می کند ردیفها را ساده می کرد ویه طور مختصر به شاگردهایش درس می دادند از طرفی ردیفی است که میرزا عبدالله نقل می کند که بیشتر از طرف مرحوم اسماعیل قهرمانی انتقال پیدا کرده و به مرحوم استاد برومند و اشخاصی که نزد مرحوم برومند شاگردی کردند این ردیف را یاد گرفتند و به دست ما رساندند.ردیفهای دیگری موجود است از جمله ردیفی که مرحوم موسوی معروفی جمع اوری کرد. ایشان کار خیلی خطیری انجام داده اند و همه اینها را جمع اوری نمودند و از ردیفهای موجود دیگر نیز می توان به ردیف صبا.نی داوود و غیره اشاره کرد.

 

س:استاد خواهشمند است درباره ویژگیهای ردیفی که استاد برومند به نقل از مرحوم اسماعیل قهرمانی اجرا کردند توضیحی بفرمایید؟

ج:ردیفی که مرحوم قهرمانی انتقال می دهد ردیفی است که عینآ میرزا عبدالله اجرا میکرده و مرحوم برومند هم همان ردیف را ارایه میدهد فقط با تفاوتهای بسیار جزیی.بنده سه دستگاه از دستگاههای اجرا شده مرحوم اسماعیل خان قهرمانی را شنیدم.دستگاه شور (نیمه اول و دوم شور)دستگاه نوا و راست پنجگاه که خود قهرمانی اجرا کردند و ان اجرایی که مرحوم بومند دارند متفاوت جزیی دارد و این تفاوتها در ماهیت امر در اجرا بیشتر مثل بعضی از فودها و بعضی از جملاتی که به نوع دیگری اجرا می شد محسوب می ود و خود مرحوم برومند نقل می کند که این تفاوتها جزیی و در حد تکرارها است.احتمالآاستادی سه بار تکرار می کرده و همان جمله را استادی دیگر دوبار و مرحوم برومند روی سه بار این را تثبیت کردند و بصورت مشخص در اود .ولی انچه که مهم است انسجامی است که در این ردیف وجود دارد .ردیف میرزا عبد الله که توسط مرحوم برومند نقل می شود از ابتدا تا انتها با همدی گر یک ارتباط دونی و منطقی دارد و از یک ساختار واحدی بر خوردار بوده که البته خود یکی از شگفتیهای این ردیف محسوب می شود.این انسجام در ردیفهایی که بنده شنیدم کمتر دیده می شود .ویژگی دیگری که د رردیف وجود دارد این است که بیشتر در حافظه می ماند و یادکیری اش بهتر صورت می گیرد.چون شکل مشخصی دارد و از لحاظ ساختاری دارای ساختار هندسی و ریاضی خاص می باشد.

 

س:آیا ردیف اوازی هم همین ویژگی را داشته که در ردیف سازی وجود داشت؟  

ج:بله در ردیف اوازی هم همین مسیله را دارد.ما در همان دوره شخصیتهای بزرگ دیف دانی مثل سید احمد خان وعلی خان نایب السلطنه داریم که اینها در همان دوره قاجار صورت گرفته است و در اصل موسیقی سازی و اوازی یک حقیقت و یک امر را می خواهد بیان کند .مثل یک زبان گاهی حنجره حنجره های مختلف می شنویم.ان زبان گاهی حنجره انسان می تواند باشد و گاهی هم می تواند از طریق یک شی بیان شود.اما معتبر ترین ردیفی که به دست ما رسیده همان است که مرحوم عبدالله دوامی نقل کرده و با بررسی ان متوجه می شویم که از لحاظ ساختاری کاملآشبیه به ردیف سازی میرزا عبدالله است.ولی از این جهت که استاد دوامی این ردیف را از علی خان نایب السلطنه فرا گرفتند و از انجا که ماهیت تمام اینها یکی بوده طبیعی است که با ردیف میرزا عبدالله شباهتی دارد با این تفاوت که با ان جملات گاهی حرفها و صحبتهای دیگری زده می شود.یعنی تکذیب و ساختار جمله مشترک ولی گاهی ممکن است که نوعی از تحریر را به نوعی دیگر اجرا کرده باشند.

س:استاد، مسئله ای که د بین موسیقی دانان قدیم ما مشاهده می شود یک نوع احساس مسولیتی بود که نسبت به این فرهنگ داشتند حال شما این مطلب را تا چه حد تایید میکنید و اسا سآ این کار چه تاثیری د پیشبرد موسیقی ما داشته یا خواهد داشت؟

 

ج:اساتید متعهد ما مثل میرزاعبد الله .علی خان نایب سلطنه .اقا حسینقلی وشاگردان انها مثل عبدالله خان دوامی .اسماعیل قهرمانی .مرحوم برومند و....اگر مطمین بودند که قطعه ای از قدیم نقل شده ان را انتقال می دادند و اگر اطمینان نداشتند این کار را نمی کردند و این کار باعث شده که یکی از ناب ترین فرهنگهای جهان به شمار اید.مرحوم برومند بعد از این دستگاها را اجرا کردند.نقل می کنند که مثلآ اواز دشتی خیلی بیشتر از اینها بوده ونم خیلی از قطعات در اواز دشتی بلد بودم که در اینجا نقل نکردم.چرا؟بدلیل اینکه نسبت به اصل انها شک داشتم و در ردیف نیاوردم و این تعهد ان شخص را می رساند که انچه را تردید داشت به اجرا در نمی اورد و یا حتی در دستگاه راست پنجگاه اگر گوشه ای به نام ماوراالنهر را اضافه میکند.توضیح می دهد که این گوشه از ردیف میرزا عبد الله نبوده و به نقل از اقا حسینقلی است و همچنین همین مسیله را چند جای دیگر ردیف ضبط شده ایشان با تار مشاهده می کنیم و برای اینکه ما به خطا نویم بهترین کار این است که استناد کنیم ولو اینکه ان بخشی را که مستند است بسیار کمتر از ان چیزی باشد که غیر مستند است و اهمیت این کار بیشتر از این جهت است که ردیفها مختصر تر شده و به طور کلی می توان گفت که ردیفهای ما اعم از سازی و اوازی نسبت به گوشه بسیار مختصر شده به گونه ای که میرزا عبد الله نقل می کند.قطعاتی در پنجاه سال پیش بوده که الان به دست ما رسیده و ما بلد نیستیم این قطعات را درست کنیم چه رسد به قطعاتی که مربوط می شود به گذشته خیلی دور.اموز وضیفه ما این است که قطعات را جمع اوری کنیم و نگذاریم بیش از این فراموش بشود.و سعی کنیم انها را انتقال دهیم و این اگاهی را خود میرزا عبدالله داشتند.به همین خاطر انها را به طور صحیح جمع اوری نموده و منتقل کردند.بخشی را هم که فراموش شده بود خود چیزی به ان اضافه نکردند و این تعهد شخص را می رساند تسبت به فرهنگ موسیقی خودش و بهتر است که ما همین روش را پیش بگیریم.این قطعاتی که کم شده ماهیتش خوشبختانه عوض نشده است .و قطعاتی است که حداقل چند صد سال سابقه دارد و همین ها در شرایطی که ما زندکی می کنیم با مشخصه بسیار زیاد برای یاد گیری اش سالها وقت نیاز داریم و اگر هم به دست ما می رسید شاید نمیتوا نستیم همه اینها را یاد بگیریم و به همین مقدار همئ اگر اکتفا کنیم باز خودش دنیایی است بسیار بزرگ.

آب دریا را اگر نتوان کشید                          هم به قدر تشنگی باید چشید

س:یکی از مهمترین چیزهایی که در حفظ تمدن نیاز می باشد اموزش در ان است.یعنی اگر تمدنی نتواند فرهنگ خودش را به نسل بعد انتقال دهد معمولآرو به زوال و نابودی کشانده خواهد شد.در اینجا می خواستم در زمینه اوضاع اموزش موسیقی در کشورمان توضیحی بفرمایید و اینکه نوع اموزش در موسیقی از چه جایگاهی برخوردار است؟

 

ج : آموزش موسیقی ایرانی در کشور ما امروز به دو شکل کلی تقسیم می شود.بنابراین دو طرزتلقی و استنباط از نحوه اموزش وجود دارد که در دوره معاصر ما با ان وبرو هستیم.یکی ان است که تحت تاثیر موسیقی اروپایی برنامه های اموزش طراحی شده و بر همان مبنا موسیقی ما را اموزش می دهند.و این شیوه ای است که معتقد است اول باید از روی نت کار کرد و نت را مبنا قرار داد و درسها را طوری تهیه و تدوین می کنند که تقریبآ دانش اموز یا هنر جو در واقع از اول با موسیقی غربی اشنا می شود.بعدآ هم ممکن است پاره ای از افراد یکی از ردیفها را به هنر جویانشان تعلیم بدهند.بعضی از روی نت و بعضی ها هم از طریق شفاهی .اما روش دیگر هم این است که بعضی ها معتقد هستند ان موسیقی را که صدها و یا هزاران سال توانسته با موفقیت انتقال پیدا کند همان روش را انتخاب کده و برای انتقال ان قطعات از روش شفاهی و سینه به سینه استفاده شود و می خواهند به همین روش ادامه دهند و انچه را که از استاد اموختند به شاگرد منتقل نمایند.این وش هم روش خاصی است که علم خاص خود را داشته و یر مبنای علم خاصی نیز طاحی شده است و هم اکنون این دو روش د جامعه ما متداول است و کسانی که به روش دوم کار می کنند بیشت تمرکز شان بر وی یادگیری همین قطعاتی است که از الت بیشتری برخوردارند و تحت عنوان دریف مطرح شده اند و تلاش می کنند به عنوان زبان زنده در جامعه متداول باشد و با این زبان بشود.تکلم کرد و به خاطر همین تمام وقت خودشان را صرف این میکنند که در ابتدای ام بر این قطعات کاملآ مسلط باشند.بعدآ اگ حرف تازه ای داشتند با تسلط بر این قطعات بتوانند حرف تازه خودشان را بیان کنند خوشبختانه این روش در طی سالهای اخیر بخصوص در ده سال اخیر مورد استقبال جوانان قرار گرفته است و با تجربه ای که به دست امده جوانان بهت از افراد مسن این قطعات را یاد می گیند و اشتیاق بیشتری برای یادگیریش نشان می دهند.

س:موضوعی که در مکانهای علمی ما مثل دانشگاه تهران یا دانشگاه هنر در بخش موسیقی اش دیده میشود این است که در انجا هم ردیف موسیقی ایرانی تدریس می شود و هم موسیقی غربی چه از حیث عملی اش و چه نظری حال ایا این نوع تدریس و اموزش یک دوگانگی برای دانشجویان ایجاد نخواهند کرد و اثر منفی بر روی دانشجویان نخواهد گذاشت؟نظر شما در این زمینه چیست؟

ج:در حال حاضر در دانشگاههای ما بنامه های اموزشی و سر فصل ها به اعتقاد بنده به نحو صحیح طراحی نشده است.اشکالات بسیار بنیادی و اساسی د سر فصل دروس موسیقی دانشگاهها وجود دارد.و همین امر موجب شد که دانشجویان ما در زمینه موسیقی عمومآدچار تضاد فکر شوند و یک بخشی از وقتشان صرف حل این تضاد شود.بعضی ها دچار سر در گمی می شوند و اکثر این دانشجویان انگیزه های اولیه خودشان را نسبت به این هنر از دست می دهند .و این هنر برایشان به یک وظیفه و تکلیف دانشگاهی تبدیل می شود که بعضآممکن است با اکرار حتی ساز تخصصی خودشان را اجرا کنند.در حالی که این هنر هنری است که با ذوق انسان سرو کار دارد و باید در ان عشق وجود داشته باشد و میدانیم شخصی که عاشق می شود تمام افکارش در تمام شبانه روز معطوف به معشوق است.

ولی متاسفانه در دانشگاهها با افرادی برخورد میکنیم که باید از انها بخواهیم تا مثلآ قطعه ای را به عنوان تکلیف یاد بگیرند و همانطوری که گفته شد این نقص از طراحی رشته های دانشگاهی و طراحی سر فصل های دروس دانشگا هها می باشد که باید رفع شود.نظر بنده این است که در دانشکده های موسیقی بخشی هم بر موسیقی ایرانی متمرکز شود هم بر موسیقی غربی و این بسیاری از معضلات را بر طرف خواهد ساخت.دروسی را هم که برای این دانشجویان میگذارند طوری باشد که قدری از موسیقی خودشان (برای کسانی که موسیقی غربی یاد می گیرند)و قدری هم موسیقی غربی (برای کسانی که موسیقی ایرانی یاد می کیرند)اشنا شوند تا حدی که اگر سفری به اروپا داشتند و از سوالی کردند بتوانند به سوالات ابتدایی انها جواب دهند.

س:استاد شما به عنوان داور در جشنواره اول و دوم دانشجویی بودید.می خواستم نظر شما را درباره دو جشنواره ای که برگزار شد جویا شوم و دیگر اینکه ایا ذاتآ جشنواره های موسیقی می توانند به اشاعه موسیقی جدی و صحیح در این کشور کمک کند؟

ج:به اعتقاد بنده این نوع موسیقی که تحت عنوان ردیف و موسیقی اصیل در بین تعدادی از افراد مورد استقبال قرار گرفته و رواج دارد.به هیچ وجه نیازی حتی به جشنواره ندارد.چون این افراد از موسیقی بهره معنوی می گیرند و نیاز به تایید و د کسی ندارند.چونکه قصد این افراد ان است که از طریق موسیقی با حقیقتی اشنا شوند و انس بگیرند ودر واقع موسیقی برای این افراد یک مسله است برای رسیدن به ان حقیقت.

بنده فکر میکنم که این جشنواره ها در شرایطی که قرار داریم اگر در جهت صحیح انجام شود.تا حدی برای اشنا کدن مردم نسبت به موسیقی مفید است.ولی یک خطری هم که وجود دارد برای خود افرادی است که در جشنواره شرکت می کنند و اگر انها قبلآ توجیه نشوند و نسبت به کاری که انجان می دهند کاملآ اگاه نباشند و خدای نکرده نفس به انها غلبه کند و مسابقه ای در ذهن بیاید که برتری شخصی با شخص دیگر مطرح باشد ما را از راه اصلی جدا خواهد کرد.بر روی همین اصل این جشنواره ها باید با دقت خاصی بر گزار شود.هم از طریق مسولین اگاهی داده شود و هم از طریق افرادی که در جشنواره  شرکت می کنند از همین رو نباید هدف گم شود.طبیعی است که در یک چنین جشنواره هایی تعیین برتری کاری بسیار مشکل است و تقریبآ می توان گفت که غیر ممکن است.

بدلیل انکه از افراد می خواهیم روی صحنه قطعاتی را اجرا بکنند در مقابل چشم تعداد زیادی ناظر که تقریبآ همه افرادی که در انجا وجود دارند اهل موسیقی هستند و عده ای از این افراد از اساتید موسیقی ما محسوب می شوند .طبیعی است ان شخصی که در صحنه قرار می کیرد به وجه ان قطعه ای را که ارایه می دهد شبیه ان نیست که در خلوت خودش اجرا می کند .حتی حضور ذهن او در انجا نیز مثل حضور ذهنش موقع خلوت و تنهای نیست.بنابر این انچه که ارایه می دهد چیزی نیست که حقیقتآ توانایی خودش را بخواهد بیان کرد که قطعآ خطا صورت می کیرد و ممکن است که کارش خیلی هم خوب باشد در انجا امتیازی نیاورد.

بنابراین برای کسانی که در این جشنواره شرکت می کنند نباید جشنواره ملاک باشد بلکه با این انگیزه باید شرکت کنند که این هنری است و باید انرا به بقیه افراد بشناسانند و می خواهند بقیه افراد را با ان اشنا کنند.امتیاز در اینجا مطرح نیست اینها همه اش بهانه است وو اصلآ موسیقی حقیقی به این نحو قابل امتیاز نیست. حال ما در اینجا دو جشنواره ایجاد کردیم که مبنای انرا نیز ردیف دستگاهی موسیقی ایران قرار دادیم و این موضوع اساس این جشنواره قرار گرفته است. و عده ای از افراد که اصلآ کلمه دیف را نمی شناسند و نمی دانند که ردیف چیست؟و این یکی از محسنات جشنواره است.

و اینگونه توجه انها به ردیف بیشتر می شود در واقع به اهمیت ردیف بیشتر پی خواهند برد.و متوجه خواهند شد هر کسی که بخواهد با موسیقی ایرانی اشنا شود باید اول ردیفها و قطعات عمیق موسیقی را که توسط بزرگان این هنر د گذشته طراحی شده یاد بگیرد.حالا اگر هر مسیر دیگری در اینده چه انحرافی و چه صحیح را طی نمود.مسولیتش با خود فرد است.از این جهت است که جشنواره اهمیت پیدا خواهد کرد.

س:ببخشید استاد می خواستم کمی بر گردیم به اول صحبتمان  شما در قسمتی از صحبتتان به دوازده دستگاه و بابا مخمور اشاره نمودید.این مطلب یعنی دوازده دستگاه برای اولین بار است که شنیده می شود و اگر چنین چیزی درست باشد تا حدود زیادی تاریخ موسیقی ما را تغییر می دهد و بسیاری از مجهولاتش را بر طرف می نماید.خواهشمند است در این زمینه توضیحات بیشتری بفرمایید:

ج:بنده برای اولین بار این مسله ا نقل می کنم .من خدمت مرحوم مسعودیه بودم در منزل ایشان مباحثی در خصوص موسیقی داشتیم و صحبت می کردیم.در بین صحبتها ایشان اشاره ای کردند به کتابی به اسم کلیات یوسفی و بنده خیلی خوشحال و کنجکاو شدم و از ایشان خواستم که اگر این کتاب را در اختیار داند به بنده نشان دهند.مرحوم دکتر مسعودیه این کتاب را بصورت امانت از یکی از دوستانشان گرفته بودند که در ان لحظه در اختیار داشتند و این کتاب را به من دادند که از این کتاب رد واقع عکسی تهیه کنم .این کتاب را بنده دیدم .و ان جمله ای را که ان شخص در واقع مولف کتاب نقل کده بود در حاشیه یکی از صفحات مطالعه کردم ونکته بسیار مهمی برای بنده کشف شد. چون این کتاب در کتابخانه شخصی باقی ماند وهیچکس از ان کتاب مطلع نیست در حالی که یکی از کلید های در بسته موسیقی ما ا در اختیار دارد و حتی این ابهامی که بعد از دوره زندیه و اوایل قاجار در خصوص تبدیل موسیقی مقامی به دستگاهی وجود دارد .این کتاب یک بخشی از این ابهام را بر طرف می کند.

س:استاد اگر اجازه بفر مایید می خواستم سوالی در مورد مقام های موسیقی داشته باشم.مقام در گذشته به چه صوتی بوده است؟ایا همان گونه ای است که امروز در بعضی از نواحی مختلف ایران اجرا می شود؟

ج:خیر اینگونه نبوده بلکه یک بخشی شاید اینطور باشد.مقام خود به دو گونه اطلاق می شود.یکی به معنی معن الاعم و دیگری به معنی معن الا خص.انچه که ما به کوسیقی نواحی مختلف در ایران اطلاق میکنیم تحت عنوان موسیقی های مقامی به معنی معن الا عم است.و اگر بخواهیم به معن الا خص برویم همانی است که در کتابهای بزرگان ما تشریح شده است.از همان صدر این دانشمندان مانند ابراهیم موصلی.اسحاق موصلی و زلزل که تشریح میکنند تا فارابی و ابن سینا و از انجا به بعد هم موسیقی دانان بزرگی چون صفی الدین ارموی .عبد القادر مراغه ای .قطب الدین شیرازی و بقیه بزرگان مقام را تشریح کرده اند تا اموز که در کتابها اورده اند.ان مقام به معنی معن الا خص است که تشریح می شود البته ان چیزی که در جاهای مختلف کشور الان رواج دارد تحت عنوان مقام می تواند باشد.ولی به تعبیر موسیقی مقامی که این بزرگان د کتابهای خودشان نوشته اند نیست .بلکه قسمتی از ان نواها ا می توان د همین موسیقی نواحی مختلف ایران جستجو کرد.و بخشی از ان به صورت پراکنده باقی مانده است فرض کنید بعضی از مقامها مثل زنگوله .بزرگ .کوچک ....که گفته ایم از بین فته اند .اگر در نواحی کشورمان جستجو کنیم ممکن است قطعه ای اجرا شود که د ام قطعه اسم دیگری داشته باشد.ولی در مقام مثلآ زگ .کوچک و....باشد و در موسیقی دستگاهی ردیف دیگ انها را نداریم.

س:این مکان وجود ندارد که در تبدیل موسیقی مقامی به دستگا هیمان این مقامها تغییر نام داده با شند؟

ج:بله این تغییر قطعی است .مثلآ ما در جایی داریم که ماهور به عنوان گوشه ایی است در حالی که در موسیقی دستگاهی به عنوان دستگاه امده است.یا در جلیی دیگر حجاز را به عنوان مقام اصلی داریم.در موسیقی دستگاهی به عنوان گوشه ایست در اواز ابو عطا و یا حسینی که به عنوان یک مقام مهمی بود ولی امروز به عنوان گوشه ایست در شور و به همین ترتیب بقیه اسامی قطعآ تغییر کرده است.

س:استاد امروز شبهه ای امده که بعضی ها می گویند باید سه تا ا با  سیم و بعضی ها هم می گویند که باید با 3 سیم نواخت .نظر شما در این مورد چیست؟

 

ج:سه تار،همانگونه كه ازاسمش معلوم است،از3تارتشكيل شده است.اسم اين سازبراساس تعداد تارهايي كه داشته نامگذاري شده، ولي دراصل اسم اين سازتنبوراست.چون تنبورانواع واقسامي داشته ،بنابراين براي متمايزكردن انواع تنبور،ازتعدادسيم ها براي نام سازها استفاده كردند.مانند:تنبور2تار،تنبور3تار،تنبور4تاروالي آخر. دربعضي ازمناطق كه انواع مختلفي ازاين تنبوروجودندارد ،تحت عنوان تارشهرت دارد.مثلاًدرمنطقه تربت جام ديگرنمي گويند 2تار ،چونكه ضرورتي هم نداردبگويند دوتار،چراكه سه تاري وجودندارد براي تمايزش بگويند دوتار.بلكه مي گويند تار،يافقط تنبور.

ولي درپاره اي ازمناطق كه تعداد سيم هاي اين تنبورتغييرمي كرده،براي تمايزاينهاازتعدادسيم براي نام گذاري استفاده مي كردند.

بنابراين سازسه تاردراصل 3تارداشته ،نه 4تار.اين سازظاهراًدردوره صفويه طراحي شده ،ونوعي ازتنبوربوده كه درمجالس خلوت ومجالس خصوصي مورداستفاده قرارمي گرفته به گونه اي كه صدايش به بيرون ازآن مكان نفوذ نكند.ودرواقع يامزاحم كسي نشود.ويا "غير" نداند كه درآنجا سازي نواخته مي شود. نوعي ازتنبوربوده كه براي مجالس بسيارخصوصي بوده است.واحتمالاً باپنجه نواخته مي شد.

بعداً براي اينكه اين صدا بازهم كمترشود،آمدندازناخن استفاده كردند تادوره زنديه،كه شخصيت برجسته وعارف نامي به نام" مشتاق عليشاه " يك سيم به سيم هاي اين سازاضافه نمودند.مشتاق عليشاه شخصيي بود كه به هيچ وجه باغرب درارتباط نبود ،وباموسيقي غري ارتباطي نداشت .وآنچه راكه انجام دادبراساس نيازي بودكه دردل همان سازاحساس مي كرد ،نه اينكه براساس تقليدازموسيقي بيگانه بخواهد اين كار را انجام دهد. اين نيازي بودكه درآن دوره،درآن شخص بوجودآمد. واينكه اين كارصحيح بوده ياخير،چيزي نيست كه ما به آن پاسخ بدهيم.وتعداد كساني كه سه تارمي نواختند،به مروراز روش مشتاق عليشاه تبعيت كردند.

دردوره جديد مابا اطلاعي كه ازسابقه سه تارپيدا مي كنيم ،طبيعي است كه بخواهيم اصلش رامورد مطالعه قرار بد هيم.تحقيق مي كنيم ومي بينيم كه بله ،دراصل 3تاربوده وپاره اي ازكساني كه نوازنده سه تارهسند، علاقه نشان مي دهند كه سه تاررا با 3سيم اجراء كنند .چونكه معتقد به اين هستند كه وقتي سيم چهارم به سه تاراضافه مي شود،صداي اضافي  درسه تار بوجود مي آورد.وهمين امرموجب مي شود كه صد اد هي سازقدري تغيير كند ومورد نظر اين تعداد نيست.

ولي به نظربنده اين تغييركه بواسطه سيم چهارم درسه تارايجاد شده تغييري نيست كه ماهيت سه تار رادگرگون كند بنابراين هركسي بنا به نوع علاقه اي كه دارد مي تواند ازسه ويا چهارتار د راين سازاستفاده كند.وهيچ گونه مشكلي درست نخواهد نمود.چونكه آن چيزي كه درموسيقي ما اهميت زيادي دارد،ساختاروزبان موسيقي وجملاتي است كه موسيقي ازآن تشكيل شده وحقيقت موسيقي است .اينها تماماً درواقع مي توان گفت كه آن چيزي است كه موسيقي مارا ايجاد كرده ،وبراي يك موسيقي دان اهميت پيدامي كند.

اگرشخصي باجوهرموسيقي وذات موسيقي اُنس بگيرد وآشنا بشود،بقيه جزء اعراض قرارمي گيرند.واعراض آنچنان اهميت پيدانمي كنند .مثل اين است كه فرض بفرمائيد يك خوانده اي مام قطعات رابسياردقيق وصحيح ازهرحيث مي توانداجراء كند ولي صدايش ممكن است خيلي هم صداي صاف وملايمي نباشد،چونكه اين جزء اعراض قرارمي گيرد،بنابراين اگرصدايش بهترهم باشد،چه بهتر، ولي اگردرآن حد ّ عالي نباشد لااقل جملات رادرست ادا كرده .

ماخوانندگاني داشتيم كه صدايشان خيلي هم خوب نبود ،ولي بواسطه اينكه خيلي خوب موسيقي رااجراء مي كردند موردقبول عموم موسيقي دانان هم قرارگرفتند.همچنين درسازهم ممكن است كه يك سازي داشه باشيم كه صد اي بيش ازاندازه اي داشته باشد .وصد اهاي اضافي هم مقداري درآن باشد،تا حدّي كه به اساس موسيقي لطمه نزند جزء اعراض است.اين ديگرمي تواند به تشخيص خود نوازنده باشد،يانباشد.اين چيزي نيست  كه بخواهيم موضوع قراربدهيم وبرسرآن اختلاف نظرداشه باشيم.

 

استاد،ازوقتيكه دراختيارماگذاشتيد بي نهايت متشكريم.

استاد بياني: من هم ازشما تشكرمي كنم

مصاحبه فوق درتاريخ9/5/78توسط هيئت تحريريه نشريه انجام شده است

نشريه آواز رود ويژه نامه كانون موسيقي دانشگاه گيلان 

جستجو     ارسال نظر خصوصي۱      ارسال نظرخصوصی2    گفتگوي آنلاين

 پخش آنلاين-دانلود-ومقالات موسيقي رديف-صفحه اصلي همين وبلاگ

fvbhjkla

 تولباررديف نوازي باقابليت چك كردن ايميل بطورخودكارواطّلاع به شما به صورت فوري بوسيله صداوتعدادايميل هاي رسيده به هراشتراك وورودبه آن بايك كليك ،اطلاع ازبروزشدن وبلاگ ،دسترسي به همه سايتهاولينكها،حذف ودوباره اضافه كردن اجزاءتولباروحذف (آنيستال)كردن تولبار،مخفي كردن تولبارازنوارتب(پيشاني مرورگراينترنت)باراست كليك وبرداشتن تيك آن، چت ،داشتن اكثرسايتهاولينكهاي موجودكاربردي دراينترنت وارسال وپيشنهادلينك ازسوي شماوبسيارامكانات مفيدديگر.باحجم كم:۱مگابايت براي مشاهده يادانلود كليك نمائيد  a  ديدن قسمت هاي مختلف وشرح تولبارموسيقي رديف 

 

آموزش ودانلودتولبار 

مشاهده ودانلودتولبار

درزمان نصب تولباربايدبه اينترنت متصل باشيد

+ نوشته شده در ۴ بهمن ۱۳۸۶ساعت ۲۱:۲۱ توسط حامد فندرسكي دسته : مقالات نوشتاري نظر(0)

مجيدكياني(استاد)گفتگو بامجيد كياني-ويژه نامه آوازرود

استادمجيد كياني ostad majid kianiاستادمجيد كياني ostad majid kianiمجيد كياني

س : استاد کیانی به عنوان اولین سؤال به نظر شما درآموزش موسیق ردیف به هنرستان به چه طریقی می توان این کار را انجام داد و ایا ذاتا اموزش ردیف نیاز به شرایط خاص دارد؟

ج: البته قدری جواب دادن به این سوال شما مشکل است به خاطر انکه شرایط خاص را مطرح نمودید ولی اگر به قسمت اول سوال شما خوب دقت کنیم اموزش ردیف اگر بخواهد نتیجه خیلی خوبی داشته باشد حضوری است یعنی میبایست که شاگرد نزد استاد یا معلمی برود که اصول ردیف را خوب اموزش دیده نه انکه نوازنده خوبی باشد بلکه ان استاد یا معلم استاد خوبی را دیده باشد بعد مضرابهایش درست باشد یا اینکه ارشه کشی یا اواز و ...صحیح باشد انوقت ان معلم می تواند یک معلم خوبی باشد سپس این شاگرد چنین  معلمی را انتخاب کن و برود حضورا و به صورت شفاهی انگونه که او از استادش یاد گرته انهم ا او یاد بگیرد این برای ما یک شرایط ایده ال و یک اموزش ایده ال محسوب می شود چرا که ان حالت به اصطلاح مخروطی را در اموزش حفظ می کند و در واقع مثل اموزش حوزوی است . وان معلم چیزی را از خود ابداع نمی کند بلکه از استادش یادگرفته و ان استاد نیز هم مثل یک شاگرد از استاد خودش یعنی همین طوری این مسئله تداوم خواهد داشت تا شرایط زمانها که پیش می اید یک تغییرات جزیی حاصل می شود ولی اصول تفکر الی شان را کاملا حفظ کرده و در نتیجه این اگرد هم می اید این گونه کار خودش را ادامه می دهد و می اید جلو طبیعی است که در این سیستمها زمان نقشی ندارد که چند سال یاد می گیرند اصلا این زمان ظاهری که ما داریم هیچ مهم نیست انگار یک طوریست که شاگرد سالها وقت دارد .  و استاد هم همین طور بنا براین هیچ عجله ای در کار نیست که این باید الان در دو سال یاد بگیرد و یا پنج ال یا ... بلکه همین گونه ارام ارام می اید خدمت استادش ممکن هم است که یکبار استادش حوصله نداشته باشد یا کلاسش شلوغ باشد به ان برسد یا نرسد می اید ارام ارام هر جلسه یک مطالبی را یاد می گیرد تا کم کم با این موسیقی اشنا شود و بتواند انرا در ک کند که ان چیست؟ سن هم نقش مهمی ندارد که مثلا باید حتما از 5 سالگی باشد یا هفت سالگی یا ... بلکه هر ک از هر زمانی که شروع کند همانجا شروع کار است می خواهد ده سالگی باشد یا پنجاه سالگی ولی ختمش جالب است که تا مرگ ادامه دارد پس از هر زمانی می تواند شروع کند ولی خاتمه اش تا زمانی است که زنده است بایستی ادامه دهد اصلا مثل اینکه همه هنرها و علمها در این فرهنگ ها همین طوری است هیچ گاه تمامی ندارد و مصداق این شعر سعدی است که می گوید: زگهواره تا گور دانش بجواین هم در واقع همان است یعنی :

زگهواره تاگور هنر بجو .

س:استاد، باتوجّه به اين توضيحاتي كه درمورد رديف  داديد،حال مي خواستم توضيحي درباره پيدايش موسيقي ايراني و رديف هاي موجود بفرمائيد .

ج: همان طوری که می دانید ما در یک کشوری هستیم که دارای فرهنک کهن است تحقیق در این زمینه ها خیلی مشکل است بخاطر این که موسیقی ان چندین هزار ساله است حالا ما یک مقدار کتابهای قدیمی داریم که در انجا مثلا سازها را شرح دادند برای فواصل موسیقی و در قسمت علم نظری موسیقی صحبت کرده اند ولی چون از گذشته نوار یا ضبط موسیقی نداریم برای ما خیلی مشکل است متوجه شویم که این اهنگها چه بوده و چگونه بودند ولی چون سیستم شفاهی بوده بر عکس خیلی ها که معتقدند سیستمهای شفاهی کاملا متغیر هستند و فراموش می شوند نظر من عکس این است و می گویم که سیستم شفاهی خیلی خوب سنتها را حفظ میکند و نگه می دارد . در ان تغییر ش مثل زبان است امکان دارد الان مثل زبان اوستایی یا پهلوی صحبت نکنیم ولی اگر بخواهیم بگوئیم که ریشه زبان فارسی در کجاست؟

همین ها هستند. چیز دیگری نیست بنا براین همان زبان ما چندین هزار ساله است که الان صحبت می کنیم اگر به واژه هایش نگاه کنیم همانها هستند منتهی تغییرات زمان را مرتب دارد صحبت ما مثل دویست سال پیش نیست مثل پنجاه سال پیش نیست برای موسیقی ما نیز هم می توان چنین تصور کرد به نظر می رسد که همان گوشه هایی که ما الان داریم انگار که اینها متعلق به چندین هزار سال قبل است منتهی مثل زبان است هیچ وقت پنج هزار سا ل پیش این گونه نمی خواندند ولی اگر نگاه کنیم همان ریشه ها را دارد و دارا ی همان مطالب است ولی از ان لحاظ چون کمی مشکل تر است اگر حالا بیائیم  موسیقی دستگاهی را ببینیم که این گوشه ها از کجا امده خیلی مشکل است آیا اینها در زمان قاجار درست شده اند ؟ هیچ وقت چنین نیست اصلا امکانش وجود ندارد چو نکه اگر این زمان ها درست شده بودند پس ما امروز نیز می توانستیم این گوشه ها را درستکنیم بنا براین چرا نمی توانیم ؟ در صورتی که حالا شاید ما قدری استعدادش را نداشته باشیم ولی استادان نسل قبل از ما که این توانایی را خیلی خوب داشتند پس چرا هیچ چیز نساختند؟ مثلا به فرض استاد حبیب سماعی که خلاقیتش بی نظیر است و همه این موضوع را ستایش می کنند چرا یک گوشه نساخت و یا استاد دوامی که خلاقیتش خیلی بالا کرد این گونه بوده که مثلا در گوشه نیشابور که هیچ خواننده ای شعر نخونده بود استاد وا می امدند و روی گوشه شعر گذاشتند و هیچ چیز دیگری اتفاق نیفتاده بنا براین احتمالش وجود ندارد که این گوشه ها در این زمان ساخته شده باشند بلکه امکان دارد که جمع اوری شده باشند.

مثلاً استاد صبابه رشت مي آيدمي بيندكه يك آهنگي د رمناطق رشت وجود داردكه خيلي زيباست،آنآهنگ راتبديلش مي كندبه رديف ومي رود در رديفش واسمش راهم مي گذاردمثلاً:گيلكي،ديلمان،يا.....ولي آياديلمان راصباساخته؟ نه،بلكه اين يك گوشه اي بوده است كه چندين هزارسال قبل آن راه صورت محلي مي خوانند،بنابراين اگربخواهيم به اين گوشه هانگاه كنيم همه اينهاممكن است يك آهنگ محلي باشند منتهي امكان داردهركدام براي يك محلي بوده،بنابراين اينها همه ریشه های تاریخی دارند و همه اینها متعلق به چندین هزار سال پیش است به همین علت اینقدر دلنشین و ماندگار است مثلا اگر گوشه چکاوک طرز بیداد شهناز رضوی و ... اینقدر اصالت نداشت ما اگر دو سه بار می زدیم می گذاشتیم کنار ولی چگونه است که امروز برایمان مثل یک پل در امد ه است که ما فرضا گوشه کرشمه را بر می داریم و ساعتها بدیهه سرایی می کنیم پس همه گوشه ها انگار که فرم هایی هستند مثل فرم رباعی غزل و ...که هر نوازنده در ان صدها دو بیتی و ... بسازد و هیچ وقت تمام نمی شود

س: استاد در مورد ساز سنتور و شیوه های نوازندگی ان و تغییراتی که در نوازندگی این ساز مشهود است لطفا توضیحی بفرمائید؟

ج: خوشبختانه همین فرهنگهایی که صحت می کنیم کهن است به علت هیچ چیز محدود نیست که مثلا یک شیوه خاص در سنتور نوازی یا تار نوازی و اواز و غره باد شیوه ها مختلفی به وجود می اید ولی اگر همه یوه ها از یک تفکر فرهنگی خاص خودش استفاده بکنند ان اصالت ها یلازم را خواهند داشت ولی وقتی از فرهنگهایی غیر ایرانی استفاده کنند هماهنگی با فرهنگ ایرانی ندارد

انوقت این شیوه خیلی نمی تواند ماندگار ی داشته باشد.

خیلی هم از نظر ما که  به اصطلاح  می خوهیم اصالت لازم را داشته باشیم ممکن است زیبا نباشد ولی از دیدگاههای علاقه مندان موسیقی که پذیرای فر هنگهای مختلف هستند چه بسا برای انها جالب و زیبا هم باشد به همین علت سبکها و شیوه های مختلف به وجود می اید همانگونه که در بعضی از مقاله ها یا چیزهایی که گفتیم یا شما هم شنیدید فعلا سه نوع شیوه ای است که بسیار رایج است این سه نوع همان است که من در بررسی سه شیوه هنر تکنولوژی مطرح کردم. یکی شیوه ای است که از به اصطلاح موسیقی اروپایی و بعضی نغمه ها یا تفکرش استفاده می کنند و با فرهنگ خودش ترکیب می کنند و در ان احد یک موسیقی ترکیبی است درست است که سنتی است ولی از سنت غرب هم استفاده کرده خیلی از جوانانو خیلی از مردم نیز این شور و حال را دوست دارند چو نکه زندگی امروز ما در واقع این گونه است یعنی زندگی ما ترکیبی است بنا براین این نوع از موسیقی ترکیبی را می توانیم دوست داشته باشیم چرا دوست نداشته باشیم بنا براین اکثر گروهها اکثر موسیقیها که در ایران رایج است همان موسیقی ترکیبی است حالا یک سری از جوانان یا علاقه مندان هستند که دلشان می خواهد موسقی کاملا تفکیک شده باشد . و کاملا ایرانی بودن خودش را نگه دارد . اینجا حالا انگار که مخصوص یک طبقه خاص است بعد این می شود یک چیزی که مثلا اسمش را می توانیم بگذاریم سنتی یا اصیل که مثلا ردیف موسیقی ما اگر درست اجرا شود از این خاصیت برخوردار خواهد بود در کنار این دو نوع موسیقی نوع دیگری از موسیقی وجود دارد که همان ها را به صورت عامه ارائه می دهد. یعنی حوصله جدی شدنش را ندارد و دلش می خواهد که تفننی باشد یا بازاری باشد چو نکه هم راحت تر بدست می اید هم اینکه راحت تر شنیده می شود و هم این که هیچ گونه مسئولیتی نسبت به ان ندارد حالا کثر موسیقی ها این گونه است یعنی درست است که موسقیی اش ترکیبی است ولی تركيبي نيست كه تركيبي جدي باشد واگرامروزنگاه كنيم تمام موسيقي هاي تركيبي اكثرشان جنبه عامه پسندبه خودشان گرفته اند .يعني نمي آيندبه آن جنبه جدي بدهند.پس موسيقي پاپ كه الآن هم رايج است يك موسيقي تركيبي است .شعرش فارسي است،خواننده اش ايراني است،ممكن هم هست كه ازسازهاي ايراني مثل :تار،سنتور،.... هم استفاده كند ولي ترمپت وساكسيفون وپيانو وغيره هم وجود دارد.واگرسينتي سايزرهم باشد كه چه بهتر، بنابراين به اينها مي گوييم تركيبي ،تركيبي دونوع است: يك نوع تركيبي موسيقي جدّي وهنري ويك نوع هم تركيبي كه عامه پسنداست.

درزمينه موسيقي رديف دستگاهي هم همينطوراست.اين هم حالت جدي وهم عامه پسند دارد .درست است كه سه تارمي زند،درست است كه دستگاه شورمي زند،ولي چگونه مي زند ! نحوه بيانش خيلي مهم است.

اگراين خصوصيتي كه ويژگي هاي مثبتي راهم داراست، رعايت كند،اين مي شودموسيقي جدي واگرهم نكندمي شودعامه پسند.هيچ فرقي نمي كند.حالاممكن است رديف ميرزا عبدلله بزند ولي يك تحريف ها،ناله ها يا كارهايي درآن مي كند كه آن را عامه پسند مي كند.

س:يكي ازموضوعاتي كه دركتاب هاي قديم ما مطرح شده است .بحث موسيقي د رماني يابعد روانشناسي موسيقي است .اين موضوع درزمينه موسيقي جديدوتقسيم بندي هايي كه انجام د اديد، آيااين روانشناسي درآن دخالت دارد وامكان دارد كه تأثيرمنفي يا مثبت درانسان بگذارد ؟

ج:تأثيرش كه حتمي است.امروزه بعضي ازتحقيقات برروي گياهان(و آب)انجام داده شد ه است.اينگونه كه نوعي ازموسيقي رامي گذارند ،گياهان پژمرده مي شوند.و وقتي كه نوع د يگري ازموسيقي رامي گذارند شاداب مي شوند. حالا يك چنين چيزي كه برروي گياهان،حيوانات،.....چنين تأثيري مي گذارد.انسان كه تأثيرپذيري اش ازهمه اينها بيشتراست.ومسلّماً تأثيربيشتري خواهدگرفت .

درمتون قديمي ما اين موضوع ازاهمّيت خاصي بر خوردار بوده است. يعني قبل از هرچيزي به تأثيرموسيقي اهميت مي دادند.ومي گفتند كه اين مقام رامثلاً د راين ساعت بزنيد خوب است.ويا دراين ساعت بزنيد خوب نيست. يادراين هفته ،ماه،سال وفصل بزنيد.يعني مي خواهد اگرموسيقي پخش مي شود يامي شوند يااجرامي كند.شنونده اش اميد وار وشاداب بشود.درآن نيروهاي معنوي تقويت بشود.اين هدفش است.واگرهم غيرازاين باشد،آن راگناه مي داند وحاضرنيست كه اينگونه نوازندگي كند.

س:استاداين راهي راكه بر خي ازاهل موسيقي طي مي كنند اگربه همين گونه پيش بروداين خطروجود داردكه درآينده درحسّ زيباشناختي مردم اثربگذاردوآنرادگرگون كند وحس طبيعي را ازبين ببرد.درمقابل اين سير مخرّب هيچگونه كاري هم صورت نمي گيرد جز دلسوزي بعضي ازاستادان كه عمرشان را براي اين فرهنگ گذاشته ودراصل ازخودگذشتگي انجام مي دهند.بنابراين انتظار اين مي رودكه درآينده اي نه چندان دورباتوجّه به خراب شدن اين حس،ازاين فرهنگ اصيل ايراني چيزي باقي نماند .حال نظرشمادراين مورد چيست؟

ج:البته اينطورنيست كه ازبين برود.تجربه اي كه اينگونه فرهنگ هاي كهن دارند،همه اين راهها راهم بلداست. نقش اصلي رادرواقع جواناني كه فرزانه يا فرهيخته هستند برعهده د ارند.اينطوري كه گفته شد، جوانان نا آگاه نيستند .بلكه خود به خود ازآن غريزه هاي اصلي شا ن  يا ازنگرش هاي عمقي كه دارند ،خودشان مي دانند كه چه درست است .آنها به آن پي مي برند.

مي بينيم كه اكثرجوانان موسيقي پاپ رادوست دارند.ولي اگر يك جواني باشد ازهر صد  يا هزارنفر ،مي آيد موسيقي جدّي اش راپي گيري مي كند .اين يك به هزاراست .وهيچ قابل مقايسه هم نيست.ومي گويندكه مثلاً جوانها به اين موسيقي بيشتر علاقه دارند.ولي چون اينجاكيفيت مهم است .بنابراين كيفيت هم كه عدد ندارد.همين يك نفرمثل هزارنفراست.شايدهم بيشتر. ولي خيلي ازجوانان هستندكه نگرشهاي بسيارخوبي درخوشنويسي،نقاشي،ادبيات،موسيقي،و... دارند.

بنابراين ازنگرش فرهنگي كه د ارند ،مي آيند ازآن استفاده مي كنند، چونكه اينهادرس دادني نيستند.ومااگربيائيم وجوانان رايكجابنشانيم وهزارساعت هم به آنهادرس بدهيم ،همه آنها كه يادنمي گيرند.بلكه فقط عده اي از آنها چيزي يادمي گيرند. منتهي ما مي گوييم كه بايدشناخت بدهيم كه همين بعضي ها يادبگيرند.

دريك كنسرت پژوهشي كه قصدش شناخت است،اگردوتاجوان دريك سالن ششصد ياهشتصدنفري موضوع رايادبگيرند آن سخنراني موفق است.مثلاً شمادرنشريه تان اگرهزارتيراژ چاپ مي كنيد اگريكي ازاين خواننده هايتان بخواند ومتوجه بشود ،شمادركارتان موفق خواهيد بود. بنابراين ديگراين عددنيست  كه كاري انجام مي دهد، بلكه كيفيت است.وكاردرست مي شود وهمان يكي همه راد رست مي كند. اگرد رست نگاه كنيد ، درخيلي ازتحولات  وخيلي ازاتفاقاتي كه  درجهان روي مي دهد،همان يكنفرها هستند.واين عددها كه كاري نمي كنند.بنابراين فرهنگ ايراني اين رابلداست. تمامي هنرهايش راببينيد چگونه حفظ كرده است. اگر يك فرهنگ ديگربود ديگركسي نمي آمد بداندكه مثلاً استاد دوامي كيست وچه كاري انجام داده است .يااينكه استادبرومندوغيره .درهمه هنرها اينگونه بوده ، وما ماندگاريش را بلدهستيم  چراكه نگه نداريم.وجاي بسيارخوشبختي است كه تعداد اين افراد روز به روز بيشترمي شوند واين خيلي خوب است خيلي خوب.

 

استاد باتمام گرفتاري كه داشتيد ، ولي اين وقت رادراختيارمان گذاشته ايد  بسيارازشما متشكريم.

 

استادكياني: من هم از شما تشكر مي كنم .

 

مصاحبه فوق درتاريخ 9/5/78

توسط هيئت تحريريه نشريه

انجام شده است

نشريه آواز رود،ويژه كانون موسيقي د انشگاه گيلان

جستجو     ارسال نظر خصوصي۱      ارسال نظرخصوصی2    گفتگوي آنلاين

 پخش آنلاين-دانلود-ومقالات موسيقي رديف-صفحه اصلي همين وبلاگ

fvbhjkla

 تولباررديف نوازي باقابليت چك كردن ايميل بطورخودكارواطّلاع به شما به صورت فوري بوسيله صداوتعدادايميل هاي رسيده به هراشتراك وورودبه آن بايك كليك ،اطلاع ازبروزشدن وبلاگ ،دسترسي به همه سايتهاولينكها،حذف ودوباره اضافه كردن اجزاءتولباروحذف (آنيستال)كردن تولبار،مخفي كردن تولبارازنوارتب(پيشاني مرورگراينترنت)باراست كليك وبرداشتن تيك آن، چت ،داشتن اكثرسايتهاولينكهاي موجودكاربردي دراينترنت وارسال وپيشنهادلينك ازسوي شماوبسيارامكانات مفيدديگر.باحجم كم:۱مگابايت براي مشاهده يادانلود كليك نمائيد  a  ديدن قسمت هاي مختلف وشرح تولبارموسيقي رديف 

 

آموزش ودانلودتولبار 

مشاهده ودانلودتولبار

درزمان نصب تولباربايدبه اينترنت متصل باشيد

+ نوشته شده در ۲۶ دی ۱۳۸۶ساعت ۲۱:۰۵ توسط حامد فندرسكي دسته : مقالات نوشتاري نظر(0)

مجيدكياني(استاد)جايگاه تقليدوتكراردرموسيقي ايراني

جایگاه تقلید و تکرار در موسیقی

استادمجيد كياني ostad majid kianiمجيد كيانيمجيد كيانيمجيد كيانيمجيد كياني

 

هر که را تقلید دامن گیر شد               بر دل او چون غل و زنجیر شد

 

تقلید کردن که به معنی پیروی کردن از رفتار و گفتار کسی امده است .و نیز تکرار کردن که به معنی انجام دادن کاری بیش از یک بار است.در امر اموزش موسیقی نقشی مهم و اساسی دارد.ان چه مسلم است مطلب فرا گرفته شدهی موسیقی در اثر تکرار در ذهن فرا گیرنده جای میگیرد و در اثر تکرار بیش تر به اصطلاح ملکه ی ذهن می شود.تا اینجا تقلید کردن سر مشق ها و نمونه های اموزشی و تکرار ان ها عملی سطحی و تکراری است.این شیوه ی تقلید و تکرار مربوط به دوره ای از اموزش است که در فرهنگ شرقی _از جمله فرهنگ ایرانی_ان را (دوره ی شریعت) می نامند و این دوره تنها به امور ظاهری و اکتسابی اختصاص دارد.بنا بر این هنر جوی موسیقی هم در ابتدا ی اموزش خود چاره ای جز تکرار و تقلید سر مشق های استادان پیشین ندارد.وگویی تنها راه پیشرفت او همان تقلید از اثار پیشینیان است تا بتواند به تدریج سنت موسیقایی زمان و محیط خویش ا جذب کند.در ان ریشه بدواند و در نهایت جایگاهی مستحکم در ان بیابد.

(هر هنرمند تازه کار نخست از مرحله صنعتگری با تقلید از روی اثار دیگر هنرمندان شروع به پیشرفت می کند.بدین ترتیب وی متدرجآ سنت هنری زمان و محیط خویش را جذب می کند و در ان ریشه می دواند تا اینکه پایگاهی مستحکم در ان بیابد.لیکن تنها هنمندانی که واقعآصاحب قریحه ذاتی هستند می توانند ان مرحله استاد کاری یا حذاقت مبتنی بر سنت را پشت سر بگذارند و در حد خود افرینندکانی شوند.در حقیقت به هیچ هنرمندی نمی توان روش افرینندگی را اموخت .بلکه فقط می توان به وی تعلیم داد که چگونه در میان هیجانات و تجربیات افرینندگی راه خود را پیدا کند.اگر وی قریحه ذاتی داشته باشد ممکن است به هدف عالی خویش برسد واثری اصیل بیافریند.اما انچه بیشتر شاگردان یا هنر اموزان فرا میگیرند صرفآمهارتها و اسلوبهای کار است_یعنی شیوه های معین و پا بر جای ترسیم "نقاشی "حکاکی"طراحی یا شیوه های معین دیدن)

پس به مسیله یتقلید و تکرار نیز درامر اموزش موسیقی ایرانی می توان اهمیت داد.هنر جوی موسیقی نه با احساس سر افکندگی بلکه با افتخار وبالندگی می تواند به تقلید از سرمشق های اموزنده و والایی که در اختیا دارد بپردازد و از ان ها درس زیبایی شناختی تعادل هماهنگی و در نهایت _به معنای هنری ان_درس اخلاق "راستی "درستی وپاکی وصمیمیت فرا بگیرد.

متاسفانه در طول پنجاه یا صد سال اخیر به علت تاثیر از فهنگ غرب مقوله یاموزش به طور اعم واموزش موسیقی به طور اخص در کشور ما با وضع نا متناسبی مواجه شده است.در این تاثیر پاذیری _بی انکه فرهنگ غرب مقصر اصلی باشد_تقلید نادرست و نشناختن ان چنان تاثیر منفی در فرهنگ ما گذاشته است که برای فراگیری دانش نظری موسیقی کاملآ به تِِیوری مویسقی غرب می پردازیم و برای اموزش عملی موسیقی خود نیز به دستورها ومتدهای غربی _و یا متد های ایرانی اقتباس شده از موسیقی غربی _روی می اوریم.

در فرهنگ هایی که پیشینه ی چند هزا ساله در دانش و هنر دارند.مسلمآروش ها و مطلب بسیار زیادی در زمینه ی اموزش و اجرای موسیقی وجود دارند که نا دیده انگاشتن ان ها به صرف ان که این روش ها شفاهی قدیمی و کهنه اند و یا مربوط به زمان های گذشته و دوران در شکه یا شتر سواری و غیره اند:به هیچ وجه درست به نظر نمی رسد.مسیله ای اساسی در این جا اندیشه و تفکر انسانی یک ملت با ذوق و هنر شناس و هنر دوست است که در فرهنگ خوش مطالب بسیار ارزنده ای در زمینه ی_حداقل_اموزش موسیقی دارد:فرهنگی که در ارایه ای تمام اثار هنری اش از پند و حکمت بزرگان علم و هنر و موسیقی بهره می برد و در

هر نکته ی بسیار کوچک ان هزاران نکته یزیبا و مهم جلوه گر است.

 

ان کس است اهل بشارت که اشارت داند     نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست     حافظ

 

البته شکی نیست که امروز زمان به کلی عوض شده است بسیاری از معیار ها دگرگون شده اند و سیر فلسفه و شیوه ی نگرش ان تغییر یافته است.روند فن اوری (تکنو لوژی)و اختراع و ابتکارها در مقایسه با چند دهه ی قبل شتاب بیشتری گرفته است:اما با همه ی اینها هنوز هم بسیاری از معیارهای انسانی و فرهنگی_هنری.همچنان در جایگاه اصیل خود استوار و پا برجاست و این معیارها دور از تعصب و غرض ورزی در خدمت ازادی انسان عدالت گذشت و مهر ورزی نسبت به انسان استگدر پرداختن به دور نمای صلح و گفت گوی تمدن هاست"و در حفظ معیارهای اخلاقی و فضیلت ها و صفات پسندیده ی انسانی است.

 

حال اگر معیار ما پیشرفت زمان و درک زمانه باشد چه مسیری را باید در اصول اموزش بر گزینیم تا بتوانیم در راه هنر انانس خود گام برداریم؟ایا هدف از پیشرفت موسیقی ایرانی غربی شدن ان است یا پرداختن به جنبه های انسانی ان؟کدام یک می تواند معیار صحیح هنر موسیقی ما باشد؟بی تردید همه مطا لب زیبایی و درستی و ازادگی این هنر هستیم"پس راه روشن است"در شرایط کنونی چاره ای جز بررسی و شناخت واقعیت نداریم.ابتدا باید موسیقی مان را به دقت مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم و با شناخت کامل ان ه وش یا متدی را که برای اموزش و اجرای موسیقی ضرورت دارد تدوین کنیم.

بدیهی است فرهنگ هایی که نت هیای با ارزش و دیرینه دارند در بسیاری از میایل علمی و هنری نیز دارای ریشه های عمیق و اموزه های غنی هستند و به همین جهت در امر اموزش چاره ای جز تکیه بر این ریشه ها و پایه های مستحکم هنری و اخلاقی نیست و باز هم در این جا ضرورت طرح همان بحث تقلید و تکرار در (دوره ی شریعت)پیش می اید و شیوه ی اموزش ان که اجتناب ناپذیر است.

دشواری اساسی از زمانی اغاز می شود که بیشتر شاگردان یا هنر جویان دیگر 

 

 

نمی خواهند در دوره ابتدایی یا متوسطه – که همانند «دوره شریعت» است – پیروی یا تقلید کنند. همان طور که امروز در امر اموزش موسیقی و حتا هنرها و زمینه های آموزشی دیگر مشاهده می شود ، همه می خواهند خودشان باشند و از کسی تقلید نکنند و به تکرار مطالب آموزشی نپردازند ؛چرا که از دبستان تا دانشگاه به آن ها آموخته اند که لازمه ی هنر، تقلی و تکرار نیست بلکه احساس ، ذوق، اصالت و سرانجام، نوآوری است به این ترتیب با از دست دادن« صبر و شکیبایی» که یکی از اوصول مهم فراگیری هنر در گذشته بوده است؛ امروز هر هنرجوی موسیقی می خواهد در زمانی بسیار کوتاه ، بی آنکه آموزش تعلیم دیده باشد به تمام ریزه کاری های این هنر دست یابد . در حالی که برای رسیدن به این جایگاه ،پیش از هر چیز باید از منیت و خود خواهی گذشت و به اصطلاح ، از خویشتن رها شد .

در شبوه ی آموزش کنونی موسیقی، شاگرد یا هنر جویان نمی توانند آن طور که باید و شاید به اصول کلی آموزش موسیقی دست یابند و در عین حال ، با داشتن نظری بسیار اندک و با بضاعت عملی بسیار ناچیز و نامناسب می خواهند وارد مرحله ی خلاقیت،؛ ابتکار و نواوری بشوند . بدیهی است که ذوق و قریحه به تنهایی نمی تواند در هنرهای جدی آن هم هنر به اصطلاح ناب» موسیقی جایگاه ویژه ای داشته باشد و متاسفانه بدون تکیه برارزش هایی که بر شمردیم، ذوق و قریحه در راه یک هنر«عامه پسند» و بازاری، صرف خواهد شد و محصول ان چیزی جز اثار تکراری و تقلیدی نخواهد بود.

نگاهی کوتاه وگذرا به اثار تولید شده ی موسیقی در دهه های اخیر به خوبی نشان دهنده ی این وضع است و به ندرت می توان اثر جدی و ارزنده ای را یافت که مانند گذشته، در آن معیارهای انسانی وپند گونه وحکمت آموز توجه شده باشد. همه می دانیم که هنر،حرکتی پیش رونده دارد و تقلید، گذشته گرایی، سنت پرستی در جا زدن وهمان « تکرارها» نیست. پس چرا با علم به این موضوع هنرهای زیبای مان را به پیش نمی رانیم و برعکس، به عقب تر از آن چه بود، هدایت می کنیم؟آیا مشکل اساسی همان تغییر شیوه ی آموزش نیست که سبب شده است تا اصول اصلی آموزش را کنار بگذاریم و اصول دیگری را از فرهنگ های دیگر اقتباس کنیم وهنوز هم مصرانه در پی ادامه ی آن هستیم تا به هنر مدرن ومتحول دست یابیم؟ شاید هم معیارهای ما در زمینه ی اجرای موسیقی تغییر کرده اند و به معیارهای امروز موسیقی عامه پسند و یا موسیقی تفننی تبدیل شده اند .اگر چنین است، حرف دیگری نیست؛ چرا که به هر حال این نوع از موسیقی، مردم را سرگرم می کند و حداقل ، در شمار هنرهای سرگرم کننده می تواند محسوب شود و در همین حد، قابل احترام هم هست .

اما اگر بحث برسراصالت هنر موسیقی وحفظ فرهنگ و یا هنر اندیش مندانه وحکیمانه ی موسیقی ایرانی است که در این صورت– همان طور که در ابتدای این مقاله اشاره شد – هنرجوی موسیقی در دوره ی ابتدای آموزش باید به شرایط آن تن دهد و نکته ها و مسایل آموزشی را با جان و دل بپذیرد. با تحقیق و پرسش، در شیوه ی آموزش کنونی موسیقی، شاگردان یا هنرجویان نمی توانند ان طور که باید و شاید به اصول کلی آموزش موسیقی دست یابند و در عین حال ، با دانش نظری بسیار اندک و با بضاعت ناچیز ونامناسب می خواهند وارد مرحله ی خلاقیت، ابتکار ونواوری بشوند.

استادی شایسته را در زمینه ی موسیقی جدی مورد علاقه ی خود انتخاب کند؛ صادقانه به خدمت استاد روی آورد؛ گوش به فرمان او داشته باشد تا در هر جلسه ،نکته ای تازه بیاموزد و به تدریج بتواند اندخته ی ارزش مند علمی و هنری کسب نماید و تمام مهارت ها و اسلوب های آن هنر را فرا گیرد و جایگاه مستحکمی در سنت موسیقیایی، از آن خود سازدبه این ترتیب ،هنرجو می تواند با تصدیق استاد شرقی خود، پای به مرحله ای دیگر بگذارد که همان مرحله ی عالی یا «دوره ی طریقت» است . از این پس، اگر در واقع او هنرجوی موسیقی است ، سروکارش با معنا و باطن امور و زیبایی و درک معنوی موسیقی است .

این موسیقی، دیگر آموختنی نیست بلکه هنرجو باید با درک و دریافت خود ، تجربه کند و به تدریج به کشف زیبایی های این هنر بپردازد.

در این مرحله ی آموزش، مطالب، دیگر اکتسابی و آموختنی نیستند،بلکه حکم «یادآوری» را برای شاگرد یا هنر جو دارند. استاد نیز در این مرحله، دیگراموزگار یا هنر اموز و تعلیم دهنده مطالب ظاهری و اکتسابی موسیقی نیست بلکه راهنما و تعلیم دهنده ی مطالب باطنی است و با شیوه ی حضوری می کوشد تا شاگرد بتواند مسایل آموزشی درونی را به تدریج کشف کند و به مراتب معنوی کشف شهود دست یابد. در هنرهای شرقی عرفانی، هنرمند یا موسیقی دان، الهام های خود را از عالم مثال دریافت می کند و اثر هنری خود را ارائه می دهد . نقاشی ایرانی که رنگ ها ،طرح ها و خط های آن بیننده را افسون مس کند و به درون خود می برد، یا خوش نویسی ومعماری ایرانی که تماشاگر را به علم خیال و فضای معنویت می کشانند؛ وموسیقی ایرانی که شنونده را به دنیای اصوات وزیبایی های سرشار از سکوت می خواند همگی ؛ راز و رمزی پنهان و آشکار دارند و فکر و ذهن بیننده و شنونده را تعالی می بخشد .پس در این مرحله، تقلید و تکرار مکانیکی ، دیگر جایی ندارد و در واقع برای هنرجوی موسیقی ،امری ناپسند تلقی می شود .از این پس، عشق جای تقلید را می گیرد و عاشق در زیبایی وجمال معشوق غرق می شود ومسائل دنیوی و ظاهری را فراموش می کند و هر چه می بیند ومی شنود ، زیبایی و هنر است که در معشوق به تجلی در می آید .

 

در طریقت هر چه پیش سالک آید خير اوست     بر صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست .

 

به این ترتیب، شاگرد و هنر جوی موسیقی براساس موزشی که در دوره ی شریعت گذرانده استف همچنان به تقلید و تکرار آن تداوم می بخشد؛اما اکنون تقلید از روی معرفت است، نه از روی جهل، تکرار از روی تاویل است نه تمرین  از این تقلید، زیبایی آفریده می شود و از این تکرار، مهر و روشنایی. در مرحله ی طریقت که هنرجو تمام سعی خود را برخودسازی و زیبا شناختی هنری بنیاد      می نهد ممکن است محو آثار موسیقی استادان گذشته شود و در ارائه یا اجرای موسیقی خود آنها را تقلید یا تکرار کند. در این صورت اگر تقلید او، ظاهری و کورکورانه باشد، ناپسند و مضر است ولی اگر از روی معرفت، آگاهی وکشف زیبایی های تازه و ارائه ی آن ها در زمان خود باشد ،پسندیده و مفید است و در نوع خود، هنر است و زیبایی.

مسئله ی تقلید از آثار هنری نه تنها در شرق جایگاه بسیار وسیع و گسترده ای دارد بلکه در اثار بسیاری از هنرمندان غربی نیز مشاهده می شود. هنرمندان خلاق و نامگذاری بوده اند که از آثار هنری گذشته– در نقاشی، معماری و موسیقی– تقلید کرده اند و آن ها را دوباره با نبوغ و خلاقیت خود به گونه ای باز افرینی کرده اند که نتیجه ی کار، آثاری بدیع و هنری بوده است، بدیهی است که خلاقیت و ابداع در هنر موسیقی میتواند به عنوان یک روش یا گرایش سنتی نیز وجود داشته باشد. هنرمند می تواند به خلق و ابداع اثری کاملا جدید و غیر معمول در موسیقی بپردازد که معیارهای هنرجدی انسانی و ارزش های زیبایی شناختی نیز در آن حفظ شده باشد این اثر اگر درجایگاه آثار مدرن هنری زمان هم قرار بگیرد، باز در جهت نفی هنرهای سنتی وگذشته ، یا ضدیت با آن ها نخواهد بود و به عنوان اثری که در پیشگام همان اثر پرارزش و ماندگار است تلقی خواهد شد در گرایش دیگر  هنرمند ممکن است اثری مرکب از آثار سنتی وآثار مدرن موسیقی به وجود آورد این اثر نیز اگر معیارها و ارزش های ذکر شده را رعایت کرده باشد ، همچنان در جهت تاکید وکمال خویش پیش خواهد رفت .

پس علت اینکه گاهی هنرمندان موسیقی سنتی بر موسیقی دانان مدرن می تازندو برعکس–چیست ؟ چرا که موسیقی دانانی که ترکیبی از سنت و مدرن هستند، بر دو گرایش دیگر، یعنی سنتی و مدرن می تازند؟ از طرف دیگر،موسیقی دانان سنتی دو گرایش دیگر را نفی می کنند و یا موسیقی دانان مدرن، دو گرایش دیگر را خوار می شمارند مگر نه این است که همه ی آن ها در جهت آزادگی انسان و عدالت کمرخدمت بسته اند؟ پس علت این اختلاف چیست و چرا هر یک، دیگری را نفی می کند ؟ اگر معیار، ارزش های انسانی باشد قاعدتا هرسه گروه ، همگام و همدل و همزمان یکدیگر خواهند بود. علت اختلاف این است که فرد یا افرادی میخواهند معیارهای ارزشی را تغییر دهند و آن ها را ضد ارزش های انسانی و آزادی و عدالت تبدیل کنند و در نتیجه، محصول کار آن ها نوع موسیقی عامه پسند و تفننی خواهد بود. این افراد مدعی اند که در سنگر ارزش های انسانی خدمت می کنند؛ اما درواقع و در باطن، در پشت این ادعا پنهان شده اند وهمچنان به تولید موسیقی برخلاف معیارهای فوق می پردازند که در اصل، چیزی جز تقلید و تکرار ناشیانه نیست.

در این ین بست، موسیقی دانانی که در فضای جدی و هنری فعالیت دارند و معتقد به حفظ فرهنگ و ارزش های انسانی اند برای حفظ جایگاه خود باید متحد شوند و موقعیت مقلدان وکپی سازان را که هنرمقدس انسانی و ناب موسیقی را به سمت موسیقی عامه پسند منحرف می کنند، افشا نمایند. در غیر این صورت، فاصله ی میان این موسیقی دانان بیش تر خواهد شد وجدایی عمیقی بین آن ها – که از تقلید وتکرار گریزان اند – به وجود خواهد آمد.

در این جا لازم است اشاره کنم که نمی خواهیم موسیقی عامه پسند یا تفننی را نفی کنیم این نوع موسیقی– که اتفاقا بخش عمده ای از آثار موسیقی امروز را تشکیل می دهد و یکی از پرفروش ترین و پرطرفدارترین انواع موسیقی است– در هر حال، نوعی موسیقی است اشکال کار در این است که پدید آورندگان این نوع موسیقی نیمخواهند بپذیرند که محصول کارشان ، موسیقی عامه پسند است آنها موسیقی خود را به عنوان آثار جدی و هنری معرفی میکنند و در نتیجه ارزش ها و معیارهای متعالی انسانی و هنری را به سود منافع مادی خود، تحریف می کنند و از همین جا است که تضاد مخربی بین موسیقی جدی و هنری با موسیقی عامه پسند یا تفننی به وجود می آید.

علت این که گاهی هنرمندان موسیقی سنتی برموسیقی دانان مدرن می تازند – و یا بر عکس – چیست؟

در یک جمع بندی می توان به طور خلاصه به این نتیجه گیری رسید که:

1- در زمینه ی آموزش دوره ی ابتدایی– یا دوره ی شریعت– در فرهنگ هایی که سنت موسیقایی دیرینه دارند مانند ایران؛ تقلید و تکرار آثار استادان موسیقی گذشته، برای دستیابی به ریشه ها و علوم پایه ی موسیقی و شناخت دقیق آن ها ، ضروری است.

2- در زمینه ی آموزش دوره عالی–  یا دوره ی طریقت– تقلید و تکرار ظاهری آثار استادان گذشته به هیچ وجه جایز نیست. تقلید در این مرحله اگر از روی معرفت و عشق، و مجری آن، عاشق باشد، می تواند به نوعی خلاقیت و اصالت هنری تبدیل شود.

3- اگرمعیار را ازادی، انسانیت، عدالت، صلح، تفاهم و گسترش فرهنگ و توسعه س سالم اقتصادی در نظر بگیریم، هر اثر هنری از جمله موسیقی– اعم از سنتی یا مدرن و یا ترکیبی از این دو – هنری است با ارزش و ماندگار.

4- آن چه که در تضاد با هنر یا موسیقی جدی قرار می گیرد ، هنر یا موسیقی عامه پسند کنونی است که ارزش های انسانی را دگرگون می کند و موجب آشفتگی جایگاه هنریا موسیقی جدی می شود برای رفع این مشکل ، ناگزیر باید جایگاه موسیقی عامه پسند را – بی آن که قصد نفی آن باشد – در فرهنگ موسیقی و جامعه ی ایرانی مشخص کرد تا مردم علاقمند به موسیقی و فرهنگ ایرانی ،ماهیت این نوع موسیقی را در یابند .

یادداشت ها :

1- جنسن، هورست و لدمار، تاریخ هنر، ترجمه ی پرویز مرزبان. تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی ،1359،ص7.

2- برای آگاهی بیش تر نگاه کنید به :

صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم{ملاصدرا}. رساله ی سه اصل، به اهتمام محمد خواجوی. تهران: مولی،1376.

3- جنسن،هورست ولدمار،همان : ص 6-9  

جستجو     ارسال نظر خصوصي۱      ارسال نظرخصوصی2    گفتگوي آنلاين

 پخش آنلاين-دانلود-ومقالات موسيقي رديف-صفحه اصلي همين وبلاگ

fvbhjkla

 تولباررديف نوازي باقابليت چك كردن ايميل بطورخودكارواطّلاع به شما به صورت فوري بوسيله صداوتعدادايميل هاي رسيده به هراشتراك وورودبه آن بايك كليك ،اطلاع ازبروزشدن وبلاگ ،دسترسي به همه سايتهاولينكها،حذف ودوباره اضافه كردن اجزاءتولباروحذف (آنيستال)كردن تولبار،مخفي كردن تولبارازنوارتب(پيشاني مرورگراينترنت)باراست كليك وبرداشتن تيك آن، چت ،داشتن اكثرسايتهاولينكهاي موجودكاربردي دراينترنت وارسال وپيشنهادلينك ازسوي شماوبسيارامكانات مفيدديگر.باحجم كم:۱مگابايت براي مشاهده يادانلود كليك نمائيد  a  ديدن قسمت هاي مختلف وشرح تولبارموسيقي رديف 

 

آموزش ودانلودتولبار 

مشاهده ودانلودتولبار

درزمان نصب تولباربايدبه اينترنت متصل باشيد

+ نوشته شده در ۲۶ دی ۱۳۸۶ساعت ۱۷:۵۸ توسط حامد فندرسكي دسته : مقالات نوشتاري نظر(0)

آموزش سنتوراستادمجيد كياني-ويدئو

آموزش سنتوراستادمجيد كياني-ويدئو

براي مشاهده فيلم ها بايدفلش پليربرروي مرورگراينترنت شمانصب باشد

مي توانيد از اينجا برروي اين لينك كليك نماييد وفلش پليررانصب نمائيد

مجيدكياني(استاد)۱         مجيدكياني(استاد)۲        مجيدكياني(استاد)۳

santoor majid kiani مجيدكياني آموزش سنتورقسمت اوّلsantoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور2santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور3

مجيدكياني(استاد)۴       مجيدكياني(استاد)۵       مجيدكياني(استاد)۶  

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور4santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور5santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور6

مجيدكياني(استاد)۷       مجيدكياني(استاد)۸       مجيدكياني(استاد)۹

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور7santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور8santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور9

مجيدكياني(استاد)۱۰     مجيدكياني(استاد)۱۱     مجيدكياني(استاد)۱۲

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور10santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور11santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور12

مجيدكياني(استاد)۱۳      مجيدكياني(استاد)۱۴        مجيدكياني(استاد)۱۵

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور15santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور13santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور14

مجيدكياني(استاد)۱۶     مجيدكياني(استاد)۱۷      مجيدكياني(استاد)۱۸

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور16santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور17santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور18

مجيدكياني(استاد)۱۹       مجيدكياني(استاد)۲۰     مجيدكياني(استاد)۲۱

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور19santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور20santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور21

مجيدكياني(استاد)۲۲      مجيدكياني(استاد)۲۳     مجيدكياني(استاد)۲۴

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور22santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور23santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور24

مجيدكياني(استاد)۲۵      مجيدكياني(استاد)۲۶   مجيدكياني(استاد)۲۷

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور25santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور26santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور27

مجيدكياني(استاد)۲۸     مجيدكياني(استاد)۲۹    مجيدكياني(استاد)۳۰

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور28santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور29santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور30

مجيدكياني(استاد)۳۱      مجيدكياني(استاد)۳۲        مجيدكياني(استاد)۳۳

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور31santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور32santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور33

مجيدكياني(استاد)۳۴         مجيدكياني(استاد)۳۵     مجيدكياني(استاد)۳۶

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور34santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور35santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور36

    مجيدكياني(استاد)۳۷      مجيدكياني(استاد)۳۸      مجيدكياني(استاد)۳۹

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور37santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور38santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور39

 مجيدكياني(استاد)۴۰   مجيدكياني(استاد)۴۱     مجيدكياني(استاد)۴۲

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور40santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور41santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور42

 مجيدكياني(استاد)۴۳    مجيدكياني(استاد)۴۴    مجيدكياني(استاد)۴۵

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور43santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور44santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور45

 مجيدكياني(استاد)۴۶   مجيدكياني(استاد)۴۷      مجيدكياني(استاد)۴۸

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور46santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور47santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور48

 مجيدكياني(استاد)۴۹     مجيدكياني(استاد)۵۰

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور49santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور50santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور51

santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور52santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور53santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور54santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور55santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور56santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور57santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور58santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور59santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور60santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور61santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور62santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور63santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور64santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور65santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور66santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور67santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور68 santoor majid kiani  مجيدكياني مجيد كياني آموزش سنتور69santoor majid kiani  مجيدكياني مجيد كياني آموزش سنتور70santoor majid kiani  مجيدكياني مجيد كياني آموزش سنتور71santoor majid kiani  مجيدكياني مجيد كياني آموزش سنتور72santoor majid kiani  مجيدكياني مجيد كياني آموزش سنتور73santoor majid kiani  مجيدكياني مجيد كياني آموزش سنتور74santoor majid kiani  مجيدكياني مجيد كياني آموزش سنتور75santoor majid kiani  مجيد كياني مجيدكياني آموزش سنتور76santoor majid kiani  مجيد كياني مجيدكياني آموزش سنتور77santoor majid kiani  مجيد كياني مجيدكياني آموزش سنتور78santoor majid kiani  مجيد كياني مجيدكياني آموزش سنتور79santoor majid kiani  مجيد كياني مجيدكياني آموزش سنتور80santoor majid kiani  مجيدكياني آموزش سنتور81santoor majid kiani  مجيد كياني مجيدكياني آموزش سنتور82santoor majid kiani  مجيد كياني مجيدكياني آموزش سنتور83santoor majid kiani  مجيد كياني مجيدكياني آموزش سنتور84santoor majid kiani  مجيد كياني مجيدكياني آموزش سنتور85santoor majid kiani  مجيد كياني مجيدكياني آموزش سنتور86 

جستجو     ارسال نظر خصوصي۱      ارسال نظرخصوصی2    گفتگوي آنلاين

 پخش آنلاين-دانلود-ومقالات موسيقي رديف-صفحه اصلي همين وبلاگ

fvbhjkla

 تولباررديف نوازي باقابليت چك كردن ايميل بطورخودكارواطّلاع به شما به صورت فوري بوسيله صداوتعدادايميل هاي رسيده به هراشتراك وورودبه آن بايك كليك ،اطلاع ازبروزشدن وبلاگ ،دسترسي به همه سايتهاولينكها،حذف ودوباره اضافه كردن اجزاءتولباروحذف (آنيستال)كردن تولبار،مخفي كردن تولبارازنوارتب(پيشاني مرورگراينترنت)باراست كليك وبرداشتن تيك آن، چت ،داشتن اكثرسايتهاولينكهاي موجودكاربردي دراينترنت وارسال وپيشنهادلينك ازسوي شماوبسيارامكانات مفيدديگر.باحجم كم:۱مگابايت براي مشاهده يادانلود كليك نمائيد  a  ديدن قسمت هاي مختلف وشرح تولبارموسيقي رديف 

 

آموزش ودانلودتولبار 

مشاهده ودانلودتولبار

درزمان نصب تولباربايدبه اينترنت متصل باشيد

+ نوشته شده در ۲۵ دی ۱۳۸۶ساعت ۲۱:۵۸ توسط حامد فندرسكي دسته : پخش آنلاين ويدئويي نظر(0)