X
تبلیغات
آداب و روش شنيدن موسيقي معنوي

۞ رديف نوازي ۞

آداب و روش شنيدن موسيقي معنوي

آداب و روش شنيدن موسيقي معنوي

ببين كه رقص كنان مي رودبه ناله چنگ     كسي كه رخصه نفر مودي استماع سماع

 

شنيدن ياهمان استماع درموسيقي ايراني آدابي همانندآداب سماع درفرهنگ هاي معنوي دارد.

هرنوعي ازموسيقي به فراخورشرايط،حال،فضاوكيفيّتي كه دارد،روش شنيدن آن اندكي باهم متفاوت است.

به عنوان مثال موسيقي ها يي كه ازصداهاي كوتاه استفاده مي كنند مانندسازهاي رديف دستگاهي ، وضعيت فيزيكي شنونده ونوازنده بهتراست كه به صورت نشسته باشد.(مانند ذكرهاي خفي)وموسيقي ها يامراسمي مانند ذكر دراويش مخصوصاً دركردستان(آن هم در مرحله قيام واوج ذكر)(ذكرجلي)ذاكران ومستمعان بيشترگرايش به قيام كردن وايستادن دارند.

درشيوه رديف دستگاهي وخصوصاً رديف نوازي كه بيشتر جنبه معنوي دارد وضعيت نوازنده ويا آوازخوان ياشنونده(درحقيقت همه شنونده هستند)بهتر است كه به صورت نشسته برروي زمين ومتقابلاًشبيه هم باشد . بدين معني كه اگرنوازنده بررويزمين نشسته شنونده هم برروي زمين بنشيند واگرشنونده برروي صندلي قرارگرفته نوازنده ويا آوازخوان هم برروي صندلي قراربگيرد.تاازاين طريق لا اقل ازطريق فيزيكي باهم همخواني داشته باشند،تادرمراحل ظريف تر، هم دلي، هم بوجود بيايد.

عموماً فرهنگ هاي شرقي فرهنگ نشسته است زيرا دراين حالت قواي دماغي وحركات فكري باتوان بيشتري فعّاليت پيدامي كنند.مانند مراقبه، مديتيشن،اذكارمذهبي وتمرينات روحي يوگا.

درموسيقي معنوي رديف نوازي شنونده بايددرهنگام شنيدن (كه دقايق كوتاهي هم هست هراجرا درنهايت ۴۵دقيقه)ازحركات اضافي چشم،سروگردن،دست وپا،سرضرب گرفتن بادست وپا(خصوصاًپاگرفتن ويا پاكوبيدن كه هديه غرب وآموزش ديدگان درهنرستان موسيقي عادت به اين كاردارند،اين عادات غلت باعث مي شوند كه فرد وزن موسيقي را نفهمد وآن را به صورت ريتميك وساده برداشت نمايد.زيرا موسيقي ايراني براساس وزن مي باشد نه ريتم واين تو بسيار باهم تفاوت دارند)وزمزمه كردن بپرهيزد.

بهتراست سررا كمي متمايل به پايين نگاه داشته وچشم خودرادرهمان محدوده به طرف پايين وبه صورت نيمه باز وبا كم ترين حركات ويا درصورت لزوم ملايم ،نغمات موسيقي را دنبال نمايد.

يك شنونده درهنگام شنيدن موسيقي بايدازگفتگوهاي دروني وحركت فكري جدا ازحركت وامواجي كه خودموسيقي ايجادميكند دوري كندوهيچگاه درلحظه شنيدن نغمات وجمله هارا بانغماتي كه قبلاً آنهاراشنيده ويا نوازنده قبلي آنهاراطورديگري اجرا كرده مقايسه نكندوهرگز به اين نيانديشدكه الآن اين چه گوشه ويا چه دستگاهي است كه داردنواخته مي شود ويا باخودبگويد به به چه اجرايي ياچه گوشه زيبايي وازاين قبيل توصيف ها.

هرگونه توصيف وقضاوت درواقع مانع از اتّصال شنونده ويا خودنوازنده باحقيقت موضوع مي شود.زيرا شنونده درلحظه توصيف وقضاوت زيبا بودن ويانبودن و.......قطعه دست ازشنيدن مي كشد وبه جاي گيرنده پيام بودن براي خودش پيام ارسال مي كند.

موسيقي معنوي خودجرياني پويا ازاصواتي مقدّس به همراه دارد كه ذهن شنونده رابه درون زيبايي(فقط به مفهوم رايج مظاهري اش نه ،بلكه درتمام ابعادش وبه صورت تكامل يافته اش)رهنمون مي سازدوشنونده رابه سيروسلوك دردنيايي تمثيلي ازعالم معنا دعوت مي كند پس نبايد بوسيله افكار اضافه وروندغلتي كه ذكرآن به ميان رفت سدّ راه اين سيروسلوك دروني وبي غيل وغال شد.

پس بايدباگوش جان ووانهادگي كامل ذهن(منفعل كردن ذهن)روندحركت فكررا به موسيقي سپرد، تانغمات به خوبي هدايت حركت فكري مارابه عهده بگيرندتاامواج موسيقي با شنونده همخواني پيداكنند تاموسيقي تأثيرخورا به صورت حقيقي برشنونده بگذارد.

البته اين آداب سختگيرانه اي كه سخني آزآن به ميان رفت بيشتر جنبه فردي واختياري است واصلاً نبايداز روي تكلّف رعايت شود.چنانكِ تكلّف درفرهنگ معنوي سماع مردود مي باشد وخودهمين عمل تمركزخود وحتّي ديگرشنونده هاراهم بهم مي زند مگراينكه مستمع مبتدي باشد تابدين وسيله بخواهد اين فرهنگ را ياد بگيرد وگرنه تكلّف افرادمنتهي داراي امواجي منفي بوده وفضاي اجراي آن موسيقي ويا مراسم راآلوده مي سازد.

"روايت است كه وقتي استادچيره دست سنتور مرحوم حبيب الله سُماعي درجمعي ازدوستانش وهنرمندان هم عصرخودشروع به ساز زدن مي كرد(حتّي ازهمان لحظه كوك كردن سازش)دل شنوندگان ومستمعين رامي برد وازاوّل اجرا تاپايان اجراهركس درهروضعيتي كه بود به همان صورت بدوناختيار باقي مي ماند .اين بي حركتي ازروي احترام وقبول داشتن آن استادنبود ،بلكه ناخواسته فرداسيرسحرنغمات زيباي موسيقي حبيب مي شد"

وامّا ازهمه مهمتردراين فرهنگ پي بردن به سكوت هادر،عالم اصوات حتي درخودصوت وسكوت پس از اجرامي باشدكه سرشارازمعنويّت وآرامش دروني مي باشد.وهدف نهايي موسيقي هم جزاين نيست.

درهمين ضمينه هم روايت است كه

"روزي عارف قزويني درمنزلي كه تني چندازاساتيد موسيقي درآنجا حظورداشتند درويش خان اجرايي باتارقطعاتي رانواخت ودرپايان فردي تاردرويش خان رابرداشت وآن سكوت زيبايي كه بعدازاجراي تار درويش خوان مجلس رافراگر فته بودراناگهان بهم زدوشروع به ساززدن نمود، عارف قزويني بانارا حتي وعصبانيّت به اوگفت توخجالت نمي كشي بعد ازساز به اين زيبايي استاد سازمي زني؟من داشتم دراين سكوت نغمات زيباي نواخته شده را درذهنم مرور ميكردم و....."

(البته ممكن است كه من اين روايت را به صورت عيني ذكرنكرده باشم ولي همان منظور رامي رساند، يعني اگرواقعاً ما موسيقي را خوب گوش كرده باشيم بعد از اجراي آن فرد بايد درآرامش دروني خودفروبرويم وبراي لحظاتي سكوت نماييم وبه آرامي آن فضا را تغيير بدهيم)  

جستجو     ارسال نظر خصوصي۱      ارسال نظرخصوصی2    گفتگوي آنلاين

 پخش آنلاين-دانلود-ومقالات موسيقي رديف-صفحه اصلي همين وبلاگ

fvbhjkla

 تولباررديف نوازي باقابليت چك كردن ايميل بطورخودكارواطّلاع به شما به صورت فوري بوسيله صداوتعدادايميل هاي رسيده به هراشتراك وورودبه آن بايك كليك ،اطلاع ازبروزشدن وبلاگ ،دسترسي به همه سايتهاولينكها،حذف ودوباره اضافه كردن اجزاءتولباروحذف (آنيستال)كردن تولبار،مخفي كردن تولبارازنوارتب(پيشاني مرورگراينترنت)باراست كليك وبرداشتن تيك آن، چت ،داشتن اكثرسايتهاولينكهاي موجودكاربردي دراينترنت وارسال وپيشنهادلينك ازسوي شماوبسيارامكانات مفيدديگر.باحجم كم:۱مگابايت براي مشاهده يادانلود كليك نمائيد  a  ديدن قسمت هاي مختلف وشرح تولبارموسيقي رديف 

 

آموزش ودانلودتولبار 

مشاهده ودانلودتولبار

درزمان نصب تولباربايدبه اينترنت متصل باشيد

+ نوشته شده در ۸ اسفند ۱۳۸۶ساعت ۱۰:۴۷ توسط حامد فندرسكي دسته : مقالات نوشتاري نظر(0)