X
تبلیغات
شیوه گرفتن تار-سيد وحيد بصّام

۞ رديف نوازي ۞

شیوه گرفتن تار-سيد وحيد بصّام

شیوه گرفتن تار

 

fvbhjkla

 

                                                سید وحید بصّام

 

                             چرا قدما تار را برروی سینه می گذاشتند ؟

 

                                 استادميرزاعبد لله-قابل توجه كساني كه مدعي هستند تاردرجلوي سينه گرفتن سخت است:سنگيني تارروي دستهااست. وروي تاركمي متمايل به زمين هست.وهمچنين دست ازپائين برروي پوست تار آمده واين حالت گرفتن تاررادرجلوي سينه راحت مي كند.وآنهايي كه مي گويندگرفتن تاربه اين شيوه سخت است اگراينطوري بگيرند درست مي شود.اين شيوه ازگرفتن تاربه دليل فني نبودن وظريف بين نبودن استادان امروزي تاروآگاه نبودن آنها به مسائل فيزيكي بدن وورزش و...ازبين رفته وفقط آقاي وحيد بسّام به اين شيوه عمل مي كند

جوابهای مختلفی به این سوال داده شده است که ما را بر آن داشت تا به تحقیق و بررسی این امر بپردازیم . بعضی ها می گویند این شیوه گرفتن ساز به دلیل عکس گرفتن بوده است اما در هنگام نوازندگی مانند امروزی ها تار را بر روی پا می گذاشتند و می نواختند اما این سوال مطرح می شود که چه لزومی داشته است که این کار را کنند؟ چرا که اکثر عکسها

شیوه گرفتن تار

 

fvbhjkla

 

                                                سید وحید بصّام

 

                             چرا قدما تار را برروی سینه می گذاشتند ؟

 

                                 استادميرزاعبد لله-قابل توجه كساني كه مدعي هستند تاردرجلوي سينه گرفتن سخت است:سنگيني تارروي دستهااست. وروي تاركمي متمايل به زمين هست.وهمچنين دست ازپائين برروي پوست تار آمده واين حالت گرفتن تاررادرجلوي سينه راحت مي كند.وآنهايي كه مي گويندگرفتن تاربه اين شيوه سخت است اگراينطوري بگيرند درست مي شود.اين شيوه ازگرفتن تاربه دليل فني نبودن وظريف بين نبودن استادان امروزي تاروآگاه نبودن آنها به مسائل فيزيكي بدن وورزش و...ازبين رفته وفقط آقاي وحيد بسّام به اين شيوه عمل مي كند

جوابهای مختلفی به این سوال داده شده است که ما را بر آن داشت تا به تحقیق و بررسی این امر بپردازیم . بعضی ها می گویند این شیوه گرفتن ساز به دلیل عکس گرفتن بوده است اما در هنگام نوازندگی مانند امروزی ها تار را بر روی پا می گذاشتند و می نواختند اما این سوال مطرح می شود که چه لزومی داشته است که این کار را کنند؟ چرا که اکثر عکسها از زاویه ای گرفته شده است که نوازنده تمام قد درکادر قرار دارد و می توانسته تار را روی پایش هم بگذارد. از طرفی در نقاشی هایی که از قدما مانند آقا حسینقلی ، آقا علی اکبر و دیگران هست نیز تار را به همین شیوه گرفته اند که در عکسها مشاهده می شود . در نقاشی هایی که مدّت بیشتری باید در آن حالت بمانند تا نقاش بتواند طرح را بکشد و زاویه و کادری در کادر نیست چرا به این شیوه می گرفتند ؟ مثلاً در نقاشی کمال الملک که در آن آقا غلامحسین را کشیده که باز به همان شیوه تار را گرفته است و نشستن شیوه واحدی بوده که تمام نوازنده ها آن را رعایت می کردند. حتی در نقاشی هایی که نوازنده بر روی صندلی نشسته است و می توانسته ساز را روی پا قرار دهد باز به همان شیوه تار گرفته شده است .

ميرزاعبد لله ونوازندگان -قابل توجه كساني كه مدعي هستند تاردرجلوي سينه گرفتن سخت است:سنگيني تارروي دستهااست. وروي تاركمي متمايل به زمين هست.وهمچنين دست ازپائين برروي پوست تار آمده واين حالت گرفتن تاررادرجلوي سينه راحت مي كند.وآنهايي كه مي گويندگرفتن تاربه اين شيوه سخت است اگراينطوري بگيرند درست مي شود.اين شيوه ازگرفتن تاربه دليل فني نبودن وظريف بين نبودن استادان امروزي تاروآگاه نبودن آنها به مسائل فيزيكي بدن وورزش و...ازبين رفته وفقط آقاي وحيد بسّام به اين شيوه عمل مي كند استادمير زاحسينقلي -قابل توجه كساني كه مدعي هستند تاردرجلوي سينه گرفتن سخت است:سنگيني تارروي دستهااست. وروي تاركمي متمايل به زمين هست.وهمچنين دست ازپائين برروي پوست تار آمده واين حالت گرفتن تاررادرجلوي سينه راحت مي كند.وآنهايي كه مي گويندگرفتن تاربه اين شيوه سخت است اگراينطوري بگيرند درست مي شود.اين شيوه ازگرفتن تاربه دليل فني نبودن وظريف بين نبودن استادان امروزي تاروآگاه نبودن آنها به مسائل فيزيكي بدن وورزش و...ازبين رفته وفقط آقاي وحيد بسّام به اين شيوه عمل مي كند

اصولاً باید پرسید که چرا نوازنده ای باید هنگام نوازندگی تار را طور دیگری بگیرد و در عکس طور دیگری ژست ساز زدن بگیرد ؟ آیا مقصودشان نشان دادن نوازندگی بوده پس چرا به گونه ای می نواختند که عکس نگرفتند ؟

این عقیده عجیب از کجا پیدا شد ؟ این نظریه بر اساس نقل و قول اساتید گذشته مانند شهنازی و دوامی و امثال ایشان بوده است . در اینجا ذکر این نکته ضروری است که اساساً استناد به اینگونه نقل قولها هیچ ارزش تحقیقاتی ندارد چون صحت این نقل قولها به شرایط زیادی بستگی دارد از جمله شرایط زمان و مکان پرسش ، نحوه پرسیدن ، میزان صداقت نقل قول کننده و شرایط دیگر . مثلاً در همین مورد فرض کنید که شخصی از استاد شهنازی اینطور می پرسد :

استاد چرا آقا حسینقلی تار را روی سینه می گذاشتند مگر عقلشان نمی رسیده که روی پا خیلی راحت تر و بهتر است ؟ مسلماً با تعصبی که استاد شهنازی به پدرشان داشته اند و از طرفی در شرایطی بودند که گذاشتن ساز روی سینه نوعی عقب ماندگی به حساب می آمده پس فوراً در جواب اینطور می گویند : آن زمان امکانات نبوده است و برای اینکه بتوانند عکس بگیرند ساز را روی سینه می گذاشتند اما اگر پرسش اینگونه مطرح شود :

استاد آقا حسینقلی چقدر زیبا ساز را روی سینه گرفته اند:

                                  

استادمير زاحسينقلي-قابل توجه كساني كه مدعي هستند تاردرجلوي سينه گرفتن سخت است:سنگيني تارروي دستهااست. وروي تاركمي متمايل به زمين هست.وهمچنين دست ازپائين برروي پوست تار آمده واين حالت گرفتن تاررادرجلوي سينه راحت مي كند.وآنهايي كه مي گويندگرفتن تاربه اين شيوه سخت است اگراينطوري بگيرند درست مي شود.اين شيوه ازگرفتن تاربه دليل فني نبودن وظريف بين نبودن استادان امروزي تاروآگاه نبودن آنها به مسائل فيزيكي بدن وورزش و...ازبين رفته وفقط آقاي وحيد بسّام به اين شيوه عمل مي كندآقاحسينقلي-عكس ازوبلاگ هوشنگ ساماني

 

 آیا همیشه اینطور ساز را می گرفتند ؟ مسلماً جواب مثبت خواهد بود . زمانی که تار روی پا قرار گرفت و نواختن ساز بر روی سینه به فراموشی سپرده شده بود بعضی ها با دیدن عکسهای قدیمی این سوال بر ایشان پیش می آمد که چرا قدما ساز را روی سینه می گذاشتند ؟ و اساتید آنها برای گرفتن عکس .

نظریه دیگری که نمی دانیم بر چه اساسی یا بر مبنای کدام عکس ارائه شده است این است که چون قدما در حالت ایستاده عکس گرفته اند پس اجباراً ساز را روی سینه گذاشته اند و از طرفی چون ایستاده ساز زدن در شأن اساتید قدیم نبوده است پس در هنگام نوازندگی نشسته ساز می زدند و به این شکل که به مخّده یعنی پشتی تکیه می داده اند و زانو را بالا می آوردند و ساز را بر روی پا می گذاشتند مانند دعانویسان و خطاّطان ، البته این نقل قول از استاد دوامی ست . که در این مورد نیز همان مشکلات ذکر شده وجود دارد . علاوه بر اینکه دعانویسان و خطاطّان کارشان جنبه اجرایی و نمایشی ندارد. پس به هر شیوه ای که بخواهند می توانند بنشینند. اما در مورد نوازنده که جنبه اجرا و نمایش دارد باید اصول زیبایی رعایت شود. البته در همه جا امکان تکیه دادن وجود ندارد و خوشایند و زیبا نیست و به دور از ادب به نظر می آید. اما اگر قدما به این گونه می نشستند بدون اینکه به چیزی تکیه دهند و خوشایند و زیبا نیست و به دور از ادب به نظر می آید. اما اگر قدما به این گونه می نشستند بدون اینکه به چیزی تکیه دهند مانند حاج قربان نوازنده دوتار که بسیار زیباست ولی متناسب با همان موسیقی محلی ست. پس در عکسها هم می توانستند به همین طریق بنشینند و عکس بگیرند اما به خوبی پیداست که سیستم دو زانو نشستن کاملاً متناسب با موسیقی رسمی آن زمان بوده است. تنها عکسهایی که در آن نوازنده ایستاده است. یکی استاد شهنازی در سن 8 سالگی ست که پدرش در کنارش روی صندلی نشسته است:

                آقاحسينقلي وپسرش علي اكبرشهنازي

 و دیگری موسی معروفی که مشخص است ساز را در حالت ایستاده فقط برای عکس گرفتن گرفته است. در هیچ عکسی نوازنده در حال تکیه به مخده به حالت دعانویسان دیده نشده است در حالی که در بعضی از عکسها پشتی هم وجود دارد ولی نوازنده ساز را روی سینه گرفته است . عکسهایی هم هست که نوازنده بر روی صندلی نشسته است ولی جالب است که در انجا تکیه نداده است طوری نشسته است که تکیه گاه صندلی در پهلویی قرار گرفته است. اما اعتقاد به ایستاده ساز زدن از کجا آمده است؟ این باور نیز به اصطلاح به قول اساتید گذشته پیدا شده است می توان تصور کرد در پاسخ به این سوال که چرا قدما ساز را روی سینه می گذاشتند استادی گفته باشد برای اینکه باید در مقابل شاه می نواختند و مجبور بودند ایستاده و ساز را روی سینه بگیرند. اما این سوال پیش می آید که تکلیف نوازنده سنتور و کمانچه چه بوده است؟ و دیگر اینکه نقاشی هایی از مجالس شاهی وجود  دراد که در آن نوازندگان همگی نشسته ساز می زنند . یا ممکن است برای جواب دادن به این سوال گفته باشند: برای رعایت ادب در نزد شاه همانطور که خود من شخصاً از خانم آقای شهنازی پرسیدم که چرا قدما ساز را روی سینه می گرفتند؟ ایشان پاسخ دادند: برای رعایت ادب که ممکن است برداشت سوال کننده از رعایت ادب ایستاده بودن در مقابل شاه باشد.

این مجسمه گلی که در منطقه باستانی هفت تپه پیدا شده و هم اینک در موزه هفت تپه نگهداری می شود، مربوط به اواسط هزاره دوم پیش از میلاد مسیح است. یعنی حدود 3500 سال پیش-عكس ازوبلاگ هوشنگ ساماني

اگر به فرهنگ و عرفان خودمان برگردیم می بینیم که رعایت ادب همیشه و همه جا الزامی ست چون همه جا را محضر حق می دانند و در محضر حق رعایت ادب شرط اول سلوک است و این  مختص به مجلس شاهان نیست و البته سمبل رعایت ادب در فرهنگ ما دو زانو نشستن و زانوی ادب بر زمین گذاشتن است که به راستی در این شیوه سراسر رعایت ادب و زیبایی شده است .

آیا قدما هنگام نوازندگی ساز را روی سینه می گذاشتند؟

بله. قدما به غیر از عکس، در هنگام نوازندگی هم ساز را روی سینه می گرفتند .

اولین دلیل: این است که این کار واقعاً غیر منطقی غیر عقلانی ست که نوازنده ای در هنگام نواختن یک شیوه داشته باشد و در هنگام عکس گرفتن شیوه ای دیگر. در واقع اگر باور کنیم که قدما این کار را می کردند باید بپذیریم که اساتید قدیم ما بسیار ساده لوح و کوته فکر بوده اند که از شوق عکس گرفتن...

 دلیل دوم: اینکه با توجه به عکسهای مختلف یک استاد، می بینیم که در تمام عکسها نحوة قرار گرفتن ساز زاویة دسته و طرز پنجه گذاری و مضراب ، در کمال زیبایی و پختگی همیشه به یک نحو و یک شیوه است. در حالی که اگر کسی ساز را همیشه ه این شیوه نگیرد در هنگام عکس گرفتن هر بار به یک گونه ساز را می گیرد و به این زیبایی نخواهد بود. این نشان دهنده این است که این نحوه گرفتن ساز پس از سالها تمرین و ممارست به یک پختگی و ثبات رسیده است. کما اینکه در عکسی که از "میرزا عبدالله" همراه شاگردانش هست ، می بینیم که هریک از شاگردان به گونه ای ساز را گرفته اند و جالب است که "حسین خلیفه و اسماعیل قهرمانی" که از بهترین شاگردان میرزا عبدالله هستند ، نحوه گرفتن و زاویه دسته سازشان به میرزا عبدالله نزدیکتر است. این نشان دهنده این است که شاگردان سعی داشتند  تا این شیوه را از استاد بیاموزند و هر چه بیشتر به آن نزدیکتر شوند .

دلیل سوم: ساختمان سازهای قدیمی ست. که خود گویای این مطلب است که قدما ساز را روی سینه می گرفتند چرا که پشت ساز تخت بوده و ساز سبک است و طراحی ان به گونه ای ست که به راحتی می توانند ساز را روی سینه نگاه دارند و این ثابت می کند که سازندگان ، بنا به سفارش نوازندگان ، ساز را برای گذاشتن روی سینه طراحی کرده اند و مسلماً این و دور از عقل است که بگوییم برای گرفتن عکس ، ساز را را اینگونه طراحی کرده اند .

دلیل چهارم: عکسهایی از نوازندگان غیر درباری مطرب ها و نوازندگان محلی وجود دارد که انها نیز ساز را روی سینه گرفته اند. در حالی که عکس در سطح زمین گرفته شده و می توانستند هر طور دیگری ساز بزنند و به اصطلاح در مجلس شاه هم نمی رفتند که بخواهند اینطور ساز را بگیرند .

تا به اینجا تا حدودی ثابت کردیم که قدما ساز را روی سینه می گذاشتند . حال این سوال مطرح می شود که چرا روی سینه می گذاشتند و طور دیگری نمی گرفتند ؟

اول اینکه: این شیوه طبیعی ترین و راحت ترین شیوة گرفتن ساز است و از زمانهای باستان نسل به نسل ادامه داشته است و مختص به زمان قاجار نیست. حتی نقش برجسته های دوران ماقبل از اسلام و همین طور نقاشی های دوران صفوی و تیموری این مطلب را به خوبی نشان می دهد که ساز با دسته به طرف بالا و روی دست نوازنده به طوری قرار گرفته است که در واقع ساز را در آغوش می گرفتند. این نحوه گرفتن ساز به قدری طبیعی است که مرئم عادی هنگامی که می خواهند به نار زدن اشاره کنند ناخود اگاه ساز خیالی را روی سینه شان می دهند و حتی اگر کسی با ساز تار و نحوه نواختن آن اشنا نباشد و هنگامی که برای اولین بار تار را به دستش بدهیم ان را روی سینه می گیرد .

مطلب دوم: اینکه با فیزیک بدن متناسب دارد چون برای گرفتن ساز احتیاج به خم شدن به جلو و دور کردن دستها از بدن یا گذاشتن پا بر روی پای دیگر ، گذاشتن پای راست بالاتر از حد طبیعی و قوز کردن، چنان که در نوازندگی بر روی پا این موارد اتفاق می افتد نیست. بلکه باید بدن مستقیم و عمود بر زمین و دست در حالت طبیعی در کنار بدن قرار بگیرد و در این حالت که عضلات در حالت راحت و انبساط هستند ساز در آغوش گرفته می شود و از طرفی قرار گرفتن ساز بر روی قلب و احساس ارتعاش و تماس ان با قلب و همچنین نزدیک بودن ساز به گوش باعث ایجاد لذت و ارضای روامی می شود. در حالی که اکثر اشخاصی که ساز را روی پا می گذارند در اثر خم شدن یا دور شدن دستها از بدن یا خم شدن گردن و افتادن سر به پایین برای اینکه بتوانند به دسته ساز نگاه به مرور زمان دچار آرتروز می شوند .

سوم: رعایت ادب و زیبایی. قدما که دارای ذوق سلیم بودند و در تمام کارهایشان این ذوق مشاهده می شود و در گرفتن ساز هم این سلیقه و ذوق عالی را نشان داده اند . همانطور که در عکسها و نقاشی ها می بینیم طرز گرفتن ساز بسیار زیبا ، موزون و متناسب با زیبایی شناسی موسیقی دستگاهی و شاعرانه زمانه است .

در فرهنگی که حتی چهار زانو نشستن را بی ادبی می دانند چه برسد به آن که روی صندلی بنشینند و پا را روی پا بیندازند. حتی در عکسهایی که از میرزا عبدالله و آقا حسینقلی وجود دارد که بدون ساز بر روی صندلی نشسته اند می بینیم که جقدر زیبا و مودبانه پایشان را در کنار هم قرار داده اند. در این فرهنگ رعایت ادب را در دو زانو نشستن می دانند و بهترین فرمی که می توان هنگام نوازندگی به حالت دو زانو داشت همین فرمی است که در عکسهای قدیمی می بینیم .

چهارم :هماهنگی با روش زندگی. همانطور که می دانید در ایران دیگر کشورهای شرقی بر روی زمین نشستن جز عادات و فرهنگ این مناطق است و هر کاری را در حالت نشسته بهتر انجام می دهند مثل نیایش ، غذا خوردن ، نوشتن ، مالعه کردن حتی سازندگان ساز هم در حالت نشسته ساز می ساخته اند در حالی که امروزه ایستاده و پشت میز کار انجام می دهند که از نظر سلامتی مضّر بیمارهایی مثل کمر درد، دیسک کمر، سیاتیک و واریس را به دنبال دارد. به همین دلیل نوازندگی نیز به حالت نشسته و بر روی زمین انجام می شده است که باز در این حالت بهترین و راحت ترین فرم نوازندگی، گذاشتن ساز بر روی سینه است . همانطور که امروزه می بینیم تار نوازانی که می خواهند روی زمین بنشینند دچار مشکل هستند چون کاسه تار باید به طرف بالا قرار گیرد به همین خاطر بعضی از بالشتک استفاده می کنند برخی چهار زانو می نشینند و عده ای از حرکات یوگا برای نشستن استفاده می کنند که تمامی اینها غیر طبیعی و نازیباست و باعث زحمت و مشکل برای نوازنده می شود. در حالی که اگر ساز را روی سینه بگذارند چه به حالت دو زانو چه چهار زانو، روی صندلی، در حال راه رفتن وحتی در حالت خوابیده می توانند به راحتی نوازندگی کنند و دیگر احتیاجی به زیر پایی ، بالشتک و دیگر لوازم اضافی نیست .

پنجم: ایجاد امکانات تکنیکی. قدما وقتی ساز را روی سینه می گذاشتند در واقع کاسه تار بر روی ساعد دست راست قرار می گرفت و آرنج دست چپ زیر دسته ساز قرار داشت و وزن دسته بر روی دست چپ بود که به این ترتیب اتصال دستها به ساز امری اجتناب ناپذیر و در واقع ضروری بوده است. در عین حال دست راست نقطه اتکایی پیدا می کنند تا از این طریق حکت را از کتف به وسیله ساعد به مچ انتقال دهد. در واقع مبدأ حرکت از کتف است و کتف مانند چرخ دنده بزرگی ست که چرخ دنده کوچکتری را به حرکت در می آورد و باعث سرعت و قدرت در حرکت می شود. که پس از سالها تمرین و ممارست به یک پختگی، ثبات و تعادل می رسیده اند. در حالی که وقتی ساز را روی پا می گذاریم ، ساز به راحتی روی پا قرار می گیرد و احتیاج به مهارکردن با دست ندارد . در واقع دیگر لیلی برای اتصال باید پا قرار می گیرد و احتیاج به مهار کردن با دست ندارد. در واقع دیگر دلیلی برای اتصال دستها به ساز وجود ندارد و این اتصال باید صورت تصنّعی ایجاد شود و این باعث سردرگمی نوازنده می شود و نوازنده هیچگاه به یک استیل ثابت و شخص دست پیدا نمی کند و هر چند وقت ، طریقة دیگری را امتحان می کند. نمی داند دست چپ را چه کار کند ؟ مچ به طرف بیرون باشد یا داخل ؟ شصت بالای دسته باشد یا پشت دسته؟ از دسته جدا باشد یا چسبیده ؟ و در هر صورت دست به دسته ساز آویزان می شود . همچنین دست راست که مشخص نیست حرکتش باید از مچ باشد یا از ساعد یا ترکیبی از این دو به علاوه حرکت ساعد که در شیوه قدما به صورت افقی بوده است در شیوه ی جدید تبدیل به حرکت عمودی می شود. این نکته باعث خشکی و درشتی ریز ها شده و صدای ساز را زمخت می کند. در حالی که اگر ساز به شیوه قدما روی سینه گرفته شود تمام این مسائل حل می شوند و همه چیز در جای خود قرار می گیرد و تنها تعادل و تناسب می خواهد که آن نیز باتمرین و ممارست به دست نمی آید .

ششم: انطباق با محتوای موسیقی دستگاهی . اگر موسیقی دستگاهی درست با شیوه قدما اجرا شود سرشار از حرکت ، پویایی، نشاط، امید و مبارزه است. همچنین وقتی عکس آقا حسینقلی که ساز را روی سینه گذاشته است می بینیم از لحاظ بصری پویایی . حرکت ، آمادگی ، مبارزه ، امید ، نشاط ، و سر زندگی القا می شود و این در انطباق کامل با محتوای موسیقی ای است که می نوازد . حال تصور کنید که همین استاد ، و ساز را روی پا بگذارد . انگار خسته شده و از مبارزه دست کشیده است و ساز را رها کرده است. که امروزه برخی از نوازندگان را می بینیم که دسته ساز از خط افق پایین تو رفته و به نظر می رسد که ساز می خواهد به طرف پایین برود .

چرا و از چه زمانی تا از روی سینه بر روی پا نزول کرد ؟

                              

neydavood ني د اوودعلي اكبرشهنازي-عكس ازوبلاگ هوشنگ ساماني

 

احتمالاً از زمانی که فرهنگ غرب برتری و وجاهتش را به فرهنگ ما تحمیل کرد . دیگر ساز زدن بر روی زمین آن هم دو زانو به حالت نیایش و ادب :

                               استادميرزاعبد لله-قابل توجه كساني كه مدعي هستند تاردرجلوي سينه گرفتن سخت است:سنگيني تارروي دستهااست. وروي تاركمي متمايل به زمين هست.وهمچنين دست ازپائين برروي پوست تار آمده واين حالت گرفتن تاررادرجلوي سينه راحت مي كند.وآنهايي كه مي گويندگرفتن تاربه اين شيوه سخت است اگراينطوري بگيرند درست مي شود.اين شيوه ازگرفتن تاربه دليل فني نبودن وظريف بين نبودن استادان امروزي تاروآگاه نبودن آنها به مسائل فيزيكي بدن وورزش و...ازبين رفته وفقط آقاي وحيد بسّام به اين شيوه عمل مي كند

 ناپسند و غیر متمدنانه تلقی شد و برای اینکه به نوازندگان بیشتر تشخیص و بها داده شود مجبور شدند با لباس و ظاهر فرنگی روی صندلی بنشینند ، پای راست را روی زیر پایی ساخت فرنگ بگذارند. یا یک پا را روی پای دیگر بیندازند و ساز را از روی سینه که حالت عقب مانده و به وی القا می کرد بر روی پا بگذارند. همانطور که این تغییر در تمامی آداب و رسوم آن زمان مانند غذا خوردن پشت میز به آداب فرنگی تحمیل شد و هر کس پیروی نمی کرد به اتهام عقب ماندگی و مخالف تجدد و پیشرفت تخطئه و نیز و منزوی می شد . افرادی که می خواستند در میدان با شنه چاره ای جز قبول این تغییرات به ظاهر کوچک نداشتند تا حداقل اصل      را نگه دارند غافل از اینکه اصل وقوع به هم متصل بودند. برای مثال مرحوم شهنازی را تصور کنید که روزی شاگردانش به او می گویند :

آقا نمی دانید دیشب کنلل در فلان جا ساز می زد، سازی که همه حیرت کردند . شهنازی می گوید : چطور؟ و آنها می گویند نشست روی صندلی پایش را بر روی یک چیزی می گذاشت و ساز را بر روی پایش گذاشت و شروع کرد به نواختن. دست چپش که اصلاً معلوم نبود چطور از بالا می برد پائین و از پائین می رود بالای دسته. شهنازی می گوید بابا جان این که کاری ندارد منم هم ساز را روی پایم می گذارم و از او هم بهتر می زنم .

این شد که استاد شهنازی ساز را روی پا گذاشتند و همینطور درویش خان و دیگران. البته خیلی هم ساده نبوده است فکرش را بکنید کسی مثل استاد شهنازی که از وقتی که چشم گشوده تار را روی سینه پدر، عمو، برادر و دیگران دیده است و با عشق و علاقه حداقل 10 سال به این شیوه ساز نواخته حالا برای اینکه از میدان به در نشود علیرغم میل باطنیش باید ساز را روی پا بگذارد آن هم با سیستم و که مشخص نیست از کجا آمده. البته هر کس دیگری که به جای ایشان بود و احساس مسئولیت می کرد شاید همین کار را می کرد . روحشان شاد

نقطه آغاز تمام تغییرات بعدی در تار نوازی همین تغییر جایگاه تار از روی سینه بر روی پا بوده است. ابتدا همان تارهای روی سینه را روی می گذاشتند و بعد سیم ششم را اضافه کردند. اما وقتی نوازندگان دیدند که تارها به راحتی بر روی پا قرار نمی گیرند و برای اینکه بتوانند آن را روی پا نگه دارند باید به جلو خم شوند و از طرفی صدای ساز که حالا از همه طرف احاطه شده است خفه شده و زنگ خودش را از دست داده و همچنین فاصله ساز با گوش نوازنده بیشتر شده است و صدای کم و ملایم سازهای قدیمی برای این فاصله مناسب نیست، بنابراین مشکلات رابه سازندگان گفتند و آنها نیز در جهت رفع این مشکلات ساختمان ساز را تغییر دادند و عمق کاسه و ضخامت بدنه را بیشتر کردند تا ساز هم سنگین تر شود و هم جلوتر قرار گیرد و همچنین صدای بلندتر و زنگ بیشتری داشته باشد. در نتیجه صدای ساز با آنچه قبلاً بود متفاوت شد و اینگونه اولین تغییر در محور اساسی موسیقی یعنی صدا رخ داد .

تغییر دیگر وقتی به وجود امد که نوازندگان متوجه شدند که دست چپ از قید و وزن دستة ساز آزاد شده است و آن حالت آماده باش که هنگامی که ساز بر روی سینه قرار دارد، وجود دارد دیگر از بین رفته است. پس دیگر لازم نیست که مطالب را مسلسل وار، پیوسته و پر محتوا با تزئینات پرکارو متن در هم بافته شده ی ردیف بنوازند. حالا می توانند سکوتهای طولانی داشته باشند و متد کار را کند کنند و رفته رفته شیوه های امروزی شیرین نوازی در تار به وجود آمد. بر خلاف انتظار که برخی بر این باورند که آزادی دست چپ باعث تحرک و توانایی حرکت در طول و دسته می شود ولی می بینیم که به تنبلی دست چپ و در نتیجه مضراب می انجامد.

سریعترین نوازنده های تار که حتی قطعات موسیقی غربی را به راحتی با تار اجرا می کنند نوازنده های تار آذربایجان هستند  که تار را روی دست خود می گیرد. بعضی از افراد بر این باورند که گذاشتن تار بر روی سینه یک سنّت آذربایجانی ست و قدما به تقلید از آنها تار را روی سینه می گذاشتند و اگر کسی امروزه تار را روی سینه بنوازد به او ایراد می گیرند که چرا تار را مانند آذربایجانی ها می نوازد. اما اگر در این زمینه تحقیق بیشتری شود مشخّص می شود که آذربایجانی ها در ابتدا تار را روی پا می گذاشتند و بعد تغییر روش داده و آن را روی دست می گیرند. همانطور که تار نوازی آذر ها فاقد لطافتهای اجرایی تار نوازان ایرانی ست ، نحوة گرفتن تار نیز نزد ایشان به زیبایی و لطافت استادان ما نیست. آنها تار را روی بازوی خود می گذارند و خیلی بالاتر و تقریباً به حالت افقی نگاه می دارند اما اساتید تار را روی ساعد می گذاشتند و روی قفسه سینه با زوایة تقریباً 45 درجه که بسیار زیبا و با ذوق ایرانی متناسب است .

آیا امروزه لزومی دارد که تار را روی سینه بنوازیم ؟

البته طریقة گرفتن ساز امری ست ثانوی و بستگی به نوع موسیقی و نگرشی ست که به نوازندگی و موسیقی داریم. اما چیزی که مسلم است و تجربه ثابت کرده است که اگر کسی بخواهد شیوة قدما ( منظور قبل از درویش خان ) را در تار نوازی داشته باشد باید حتماً تار 5 سیم داشته باشد و روی سینه بنوازد . البته این موضوع ارتباطی با تعصّب یا سنت پرستی و گذشته گرایی ندارد بلکه یک امر علمی ست. اما شیوه های جدیدتر مانند درویش خان، شهنازی و شاگردانشان و همچنین شیوه های امروزی تارنوازی سنخیّتی با گذاشتن تار بر روی سینه ندارد و هر یک روشهای خاص خود را دارند .

اما آخرین سؤالی که مطرح می شود این است که با توجه به مطالبی که گذشت ، فکر می کنم این حق نسل ماست تا از اساتید خود بپرسم که چرا شما تار را روی پا می گذارید با توجه به اینکه گذشتگان این کار را نمی کردند؟ 

 

۲۰خرداد۱۳۸۴درتالاررودكي ،جلسه پژوهشي:سفرآقاحسينقلي وهمراهان به پاريس به منظورضبط صفحه ،برگزاركننده جلسه:مؤسسه فرهنگي هنري آواي مهرباني 

                         

             مطلبي ديگر دراين زمينه ازوبلاگ هوشنگ ساماني

جستجو     ارسال نظر خصوصي۱      ارسال نظرخصوصی2    گفتگوي آنلاين

 پخش آنلاين-دانلود-ومقالات موسيقي رديف-صفحه اصلي همين وبلاگ

fvbhjkla

 تولباررديف نوازي باقابليت چك كردن ايميل بطورخودكارواطّلاع به شما به صورت فوري بوسيله صداوتعدادايميل هاي رسيده به هراشتراك وورودبه آن بايك كليك ،اطلاع ازبروزشدن وبلاگ ،دسترسي به همه سايتهاولينكها،حذف ودوباره اضافه كردن اجزاءتولباروحذف (آنيستال)كردن تولبار،مخفي كردن تولبارازنوارتب(پيشاني مرورگراينترنت)باراست كليك وبرداشتن تيك آن، چت ،داشتن اكثرسايتهاولينكهاي موجودكاربردي دراينترنت وارسال وپيشنهادلينك ازسوي شماوبسيارامكانات مفيدديگر.باحجم كم:۱مگابايت براي مشاهده يادانلود كليك نمائيد  a  ديدن قسمت هاي مختلف وشرح تولبارموسيقي رديف 

 

آموزش ودانلودتولبار 

مشاهده ودانلودتولبار

درزمان نصب تولباربايدبه اينترنت متصل باشيد


+ نوشته شده در ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ساعت ۱۳:۱۲ توسط حامد فندرسكي دسته : نظر(1)